امروز : سه شنبه ۲۸ دی ۱۴۰۰

|

نرخ ارز :

۲۷۳,۴۹۰

ریال

|

دمای هوای شهر

  • کد خبر :

    104593

  • /
  • تاریخ و ساعت :

    10:21 | ۱۳ آذر ۱۴۰۰

  • /
  • دسته بندی :

  • پ

درمانی 300x196 - معنا درمانی با امثال و حکمترکمن نیوز:  روند روزگار چه عجایب خواب‌هایی برای ما انسان ها میبیند که معمولا در قالب امثال و حکم٫ داستان و یا به صورت افسانه هایی از نسلی دیگر به نسلی اخیرتر از خودش منتقل میگردد… و ما هم به عنوان نسل ساری و جاری ممکن است شاید سرگذشت مان برای نسلی بعدی سناریویی برای تدوین چنین امثال و حکم هایی باشد…که چند نمونه آن در فضای مجازی توسط این قلم یا دوستانی دیگر امثال ذیل به نگارش در آمده اند.

اشه گه تیرکه لن دویه ( شتری که یدک خر شد به عبارتی شتری که به دم خر بسته شد).

دیگری: آجالی یه تن تیلکی حینه باقیب اولار( نشانه مرگ روباه آن است که به طرف آشیانه خویش زوزه میکشد)..

و دیگری: سوری دولانسا آغسا اوزار ( اگر گله گوسفندان بر گردد ٫ گوسفندان ناقص و لنگ جلو می افتند)

حالا این یکی اش نیز حکایت و مثل شتر و خری است که در یک صحرای آزاد و آرام میخواستند دوستانه در کنار هم زندگی کنند.
نیمه شبی در حال چریدن بودند که قرار بر مسافرتی میگیرند و در راهشان حواسشان نبود که ناگهان وارد آبادی انسان‌ها شده اند.
شتر چون متوجه خطر میگردد رو به خر میکند و میگوید : ای خر خواهش می‌کنم سکوت اختیار کن تا از معرکه دور شویم و مبادا انسان‌ها به حضورمان پی ببرند! و هر چه بار و کار مانده دارند سوارمان کنند و در عذابی بزرگ گیر بیفتیم!
ولی خر میگوید: اتفاقا درست شبها همین ساعت، عادت عرعر و نعره سردادن من است. شتر التماس میکند که فقط امشب نعره کردن را بی‌خیال گردد تا مبادا به دست انسان‌ها بیافتند.
باز خر میگوید: متاسفم دوست عزیز! من نمیتوانم. عادت دارم همین ساعت نعره کنم و خودت می‌دانی ترک عادت موجب مرض است و هلاکت جان!
پس خر بی محابا نعره‌های دلخراشی میکند . از قضا کاروانی که در آن موقع از آن آبادی می‌گذشت، متوجه حضور آنان گردیدند و آدمیان هر دو را گرفته و در صف چارپایان بارکش گذاشتند.
صبح روز بعد در مسیر راه، آبی عمیق پیش میاید که عبور از آن برای خر میسر نبود. پس خر را بر شتر نشانیده و شتر را به آب راندند.
چون شتر به میان عمق آب رسید شروع به پایکوبی و رقصیدن نمود.
خر گفت: ای شتر چه کار می‌کنی! الان موقع این کار است ؟ نکن وگرنه می‌افتم و غرق می‌شوم.
شتر گفت: ای خر ، شما که آن عادت عرعر در آبادی را داشتید منم عادت دارم در آب برقصم!!
خر هرچه التماس کرد اما شتر وقعی ننهاد. خر گفت تو دیگر چه رفیقی٫ چه آدمی و چه همسفری هستی؟!
شتر هم میگوید: چنانکه دیشب نوبت آواز نابهنگام خر بود!! امروز هم زمان رقص ناساز شتر است!
شتر با جنبشی دیگر خر را از پشت بینداخت و در آب غرق ساخت. و این طور عاقبتی شد که خر هم خودش را هلاک کرد و هم شتر را در بند کشید.

✍️ رشید نافعی
عضو هیات تحریریه ترکمن نیوز

اشتراک گذاری :
اشتراک گذاری :

در تلگرام

کانال ما را دنبال کنید

در اینستاگرام

صفحه ما را دنبال کنید

مطالب مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما چیست ؟

* پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد، منتشر نخواهد شد.
* پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد، منتشر نخواهد شد.
* انعکاس نظر مخاطبین، به منزله تایید آنها از سوی ترکمن نیوز نیست و صرفاً به منظور احترام به نظر کاربران صورت می گیرد.

*

*
*

Most popular crypto channel
بالا
ترکمن نیوز