اگر چه مهمترین انتقاد از جریانها و احزاب این هست که فعالیتها محدود در ایام انتخابات و از مسئولیت اصلی حزبی خود نظارت بر عملکرد و ایفای نقش حزبی غافل می باشند
اگر چه مهمترین نقش احزاب و جریانها زمینه سازی برای حضور و مشارکت حداکثری مردم می باشد،لیکن در جریان تبلیغات انتخاباتی یکسویه عمل میشود و بجای ایفای رسالت حزبی ( پرورش نیروها، نظارت بر عملکرد مدیران و مسئولان ) دنبال یارگیری های سیاسی و معرفی نیروهای وابسته در بدنه حاکمیتی است.
این فرایند از اوایل انقلاب اسلامی تا کنون ادامه و عملا در انتخاباتها جریانهای سیاسی با عنوانی از چپ و راست ،اصولگرا و اصلاح طلب، روحانیت و روحانیون و… در دوره های مختلف انتخابات مجلس شورای اسلامی، ریاست جمهوری ،خبرگان رهبری و شوراهای شهر و روستا حرکت داشته و دارند.
لیکن عملکرد جریانی احزاب و گروههای سیاسی در طول این سالها و نگاه صرف سیاسی دنبال بهره گیری از جامعه به نفع جریان وابسته بخود بوده و هستند و در مقابل عملکرد آنان برای بهبود وضعیت مدیریت کشور و نظام اداری موثر نبوده است و هر جریانی با حذف جریانهای دیگر در صدد بقای جریانی خود بوده است و وابستگان را در حلقه های مدیریتی گنجانده و سایر ظرفیتهای موجود کشور به لحاظ جریانهای مقابل استفاده نموده است، مردم را به عملکرد جریانی بدبین و به نفع مردم کشور ندانستند.
همین تغییر رویه های سیاسی جریانهای سیاسی و تقابل ها و تخریب عملکرد دولتها و مجلس های غیر همسو، موجب شد تا مردم گرایش به احزاب را کم رنگتر از گذشته بدانند.
از همین سو دیگر اعتماد و مقبولیت جریانی و حزبی در انتخابات برای مردم رنگ باخته است و مردم عملکرد،مطالبه گری ها و همراهی های با اقشار جامعه بالاخص توجه به اقشار آسیب پذیر و مسائل اقتصادی و معیشتی جامعه افراد را ملاک انتخاب و گزینش خود قرار می دهند.
این جریانها در سالهای اخیر بیشتر رخ نمایان کرد و حتی بسیاری از فعالان جریانها و احزاب از قرار گرفتن در فهرست شوراهای ائتلافی و جریانی فاصله و ورود مستقل را به نفع میدانند و مردم را با نشان عملکرد و برنامه ها به مقبولیت می کشانند.
عملکرد جریانها و گروهها در طول سالها و بکار گیری افراد غیر متخصص و ناکارآمد و ضعیف در مدیریت و انتخاب صرف جریانی و حزبی، جامعه را به انتخاب غیر لیستی و با رویکرد عملکردی و برنامه های انتخاباتی سوق داده است.
این فرایند انتخاباتی در دوره های اخیر مجلس شورای اسلامی و دولت ها که عملا به دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب شهرت دارد نماد بیشتری از نگاه صرف سیاسی و حزبی بدور از مطالبات جامعه به خود دارد و به ازای همین نگاه های صرف حزبی مردم به افراد با برنامه، عملکردگرا و تجربه موفق دار روی آوردند و در گزینش خود ملاک قرار میدهند.
متاسفانه احزاب در ایران نتوانستند موفقیتهای در همراهی با مردم بدست آورند و روز به روز بر بی اعتمادی مردم افزوده اند.
نظر شما چیست ؟