امروز : پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳

|

دمای هوای شهر

  • کد خبر :

    110846

  • /
  • تاریخ و ساعت :

    14:47 | ۰۶ خرداد ۱۴۰۱

  • /
  • دسته بندی :

  • پ

.jpg - علت العلل مهاجرتهاترکمن نیوز:  مهاجرت یک پدیده جدید نیست از قدیم الایام در میان کشورها و اقوام وافراد به دلایل گوناگون سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و علمی و… بوده است. هم مهاجرت از درون به برون بوده است هم از برون به درون و هم مهاجرت و جابجایی از درون به درون. یعنی درون کشوری. مهاجرتهای گروهی از خارج به داخل ایران نیز ریشه های سیاسی دارد. الان مهاجرت مردم افغانستان به ایران ریشه اش سیاسی است. چون عدم توسعه سیاسی سبب شده افغانیها نتوانند مشکلات و اختلافات خود را حل بکنند و آخرش به جنگ و خون ریزی کشیده و اقتصاد کشور را ویران و مردم افغانستان را آواره ی سراسر جهان از جمله همسایگاه خود (ایران و پاکستان) کرده است. مهاجرتهای داخلی ایران هم از این قاعده مستثنی نیست.

عدم توسعه سیاسی سبب شده مناطق حاشیه ای و استانهای مرزی از مواهب توسعه بطور متوازن و متعادل مانند استانهای مرکزی برخوردار نباشند. البته نتیجه عدم توسعه سیاسی در همه جای ایران مشهود است. همیشه مهاجرت از مناطق محروم به مناطق ثروتمند بوده است. یا بطور عامیانه بخواهیم بگوییم از مناطق خراب به مناطق آباد. اگر به مهاجرتهای داخلی نگاه کنیم هیچکس از تهران به سیستان و بلوچستان یا به کردستان یا به چهارمحال بختیاری یا به دیگر مناطق محروم کوچ نکرده است یا خیلی خیلی محدود است که می شود نادیده گرفت. یا به کشورهای خارجی نگاه کنیم هیچکس از امریکا یا آلمان یا از فرانسه به ایران و افغانستان یا به کشورهای آفریقایی کوچ نکرده است. اما عکس آن هر چه بخواهی وجود دارد مانند مهاجرت نخبه گان و دانشمندان و ثروتمندانِ جهانِ سوم به کشورهای صنعتی و پیشرفته. ریشه ی همه ی اینها اقتصادی و محرومیت است یا فقدان آزادیهای سیاسی و اجتماعی و برسمیت نشناختن سبکهای مختلف زندگی.

گرچه محرومیت نیز ریشه اش در سیاست گزاریهای کلان کشور نهفته است. البته بعضی از اندیشمندان هم فقر سیاسی و اقتصادی را ناشی از فقر فرهنگی می دانند که خود بحثش بسیار مفصل و طولانی است که از حوصله ی این گفتار خارج است. البته با این مقدمه طولانی می خواستم به یک موضوع خاص اشاره کنم که بعضی از دوستان ریشه های آنرا سیاسی و طراحی شده قبل از انقلاب و به زمان رضا شاه ربط می دهند که رژیم شاه و حکومت کنونی ایران هم دنبال کننده ی آن است. آنهم مهاجرت گروهی سیستانیها به منطقه ی ترکمن صحرا جهت تغییر ترکیب جمعیتی و قومیتی است. تا جاییکه سیستانیها توانسته اند در برخی شهرهای ترکمن نشین پستهای سیاسی را به دست بیاورند. الان گفته می شود نماینده و فرماندار و شهردار و شورای شهر کلاله همه سیستانی هستند.

اما من اختلافم با دوستان در این است این کار ریشه اش سیاسی نیست اگر هم باشد سازمان یافته و طراحی شده نیست. برای این ادعای خودم چند دلیل دارم. اولا حکومتهای رضاشاه و محمد رضا شاه پهلوی و جمهوری اسلامی آنقدرها پیشرفته نبوده و نیستند که بتوانند یک چنین چیزی را طراحی و به اجرا بگذارند. عدم توسعه اقتصادی مناطق سنی نیشین ایران مانند سیستان و بلوچستان و کردستان و دیگر مناطق محروم ایران مانند چهارمحال بختیاری و کهکلویه و بویر احمد و ایلام و خوزستان عمدی و ناشی از خواستن و توانستن نیست بلکه ناشی از نتوانستن است. ناشی از ساختار معیوب سیاسی است که هیچ مشکلی را نمی تواند به موقع و در زمان خودش حل نماید. این ساختار معیوب اجازه نمی دهد همه جای ایران به صورت یکسان آباد شود. و گرنه حکومت دوست دارد استانهای مرزی هم آباد و پیشرفته باشد چون آباد و پیشرفته بودن آنها هیچ مشکلی برای حکومت ایجاد نمی کند. تازه در زمان بحرانها و بی ثباتیها به داد حکومتها هم می رسد و حالت گریز از مرکز را خنثی و یک پارچگی ایران را تضمین می کند.
دلیل دومم این است. این مهاجرت و تغییر ترکیب جمعیت در استان تهران و اطراف شهر تهران مانند رودهن و بوم هن و اسلام شهر هم اتفاق افتاده است تا جاییکه گفته می شود یک چهارم جمعیت این شهرها را مهاجران از اقوام گوناگون تشکیل می دهند. اگر حکومت ایران اهل طراحی و برنامه ریزی بلند مدت بود نمی گذاشت چنین اتفاقی بیفتد. در اعتراضات آبان 1398 بیشترین اعتراضات از همین مناطق حاشیه نشین بود. قدرت حکومت ایران در کنترل اعتراضات است نه حل اساسی و ریشه ای آن. این کنترل تا کی می تواند بدون حل اساسی مشکل جواب دهد، معلوم نیست.
دلیل سومم انباشتگی و لاینحل ماندن مشکلات سیاسی و اقتصادی است. مانند اعتراضات کارگران و کشاورزان و معلمان و محیط زیست و به خطر افتادن آب سفره های زیر زمینی و… اگر ساختار سیاسی ایران دور اندیش و اهل تدبیر بود نمی گذاشت کار به این مرحله خطرناک برسد تا جایی که اصل و بقاء نظام را نیز به چالش بکشد. در ایران هر مشکلی پیش آمده ناشی از عدم آگاهی یا عدم هوشیاری به موقع تصمیم گیران بوده است. بعضاً هم اگر حل شده است با هزینه های بسیار گزاف سنگین بوده است.
دلیل چهارمم این است. جمعیت ترکمنها نه در زمان رضا شاه ونه در زمان محمد رضا شاه پهلوی ونه در زمان کنونی هیچ موقع بیش از یک چهلم جمعیت ایران نبوده است. یعنی در حد دو و نیم درصد. این میزان ترکیب جمعیت قومیتی برای هیچ حکومتی خطری ایجاد نمی کند تا حکومت در صدد تغییر ترکیب جمعیتی آن برآید. بنابر ادلّه فوق می توان نتیجه گرفت که مهاجرت سیستانیها با انگیزه ی سیاسی حکومتهای یادشده نبوده و اگر هم بوده باشد فقط فقر اقتصادی به کمک آنها شتافته است نه چیز دیگر. اگر فقر اقتصادی و نارضایتیهای دیگر نباشد هیچکس موطن آبا و اجدادی خود را ترک نخواهد کرد. به قول ترکمنها روستای هرکس برای خودش مصر(سرسبز) است.

محمد خوجملی ویرایش ترکمن نیوز 300x296 - علت العلل مهاجرتهاامان محمد خوجملی

فعالی فرهنگی، اجتماعی و رسانه‌ای

اشتراک گذاری :
اشتراک گذاری :

در تلگرام

کانال ما را دنبال کنید

در اینستاگرام

صفحه ما را دنبال کنید

مطالب مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما چیست ؟

* پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد، منتشر نخواهد شد.
* پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد، منتشر نخواهد شد.
* انعکاس نظر مخاطبین، به منزله تایید آنها از سوی ترکمن نیوز نیست و صرفاً به منظور احترام به نظر کاربران صورت می گیرد.

*

*
*

بالا
ترکمن نیوز