یادداشت-ترکمن نیوز-  انسان برای ادامه ی حیات و زندگی خود به مواد گوناگونی نیاز دارد مانند خوراک و پوشاک و بهداشت و درمان و مسکن و تحصیل و ازدواج و مسافرت و مهاجرت و معاشرت و مهرو محبت و نیازهای جنسی و … یکی از مهمترین نیازهای انسان نیازهای جنسی است که هم اشتیاق در آن بیشتر است و هم لذت در آن نهفته است هم بقاء نسل به آن بستگی دارد. اگر این نیاز سرکش و یاغی از راه درست تامین و کنترل و مهار نشود به آسانی می تواند آبروی انسان را برباد دهد. این نیاز مختص قشر خاصی نیست و در همه وجود دارد.

اما نیازهای دیگرانسان مانند پول هم اگر از راه مشروع تحصیل نشود و از راه رشوه و اختلاس و دزدی بدست آید خطرناک می باشد. اما آبروی افراد موجه و با تقوا و خوب را بیشتر سه چیز زایل می کند قدرت، ثروت و شهوت. بیشتر از همه هم شهوت. اگر یک دستگاه دروغ سنج و حقیقت یاب خطای انسانها را ارزیابی کند فکر می کنم خطای جنسی صرف نظر از دین و مذهب و عقاید در صدر قرار خواهد گرفت. مخصوصاً مردها. در این قسمت فکر می کنم زنان نمرات بهتری به دست خواهند آورد. چون شرم و حیای زنان بیشتر از مردان است.

اخیراً یک فایل صوتی از یکی از روحانیون مشهور ترکمن صحرا در گروههای تلگرامی پخش شد که گویا سه دختر خانم برای درمان بیماری خود به آن روحانی محترم مراجعه کرده بودند و گویا برای درمان روحی یکی از آنها تماس بدنی نه به معنای رابطه ی جنسی صورت گرفته است. گویا این خانمها بعد از بازگشت به خانه این موضوع را با عموی خود در میان گذاشته اند. گویا عموی این دختر خانمها به آن روحانی به صورت تلفنی اعتراض کرده است. آن روحانی محترم هم با یک تماس تلفنی با یکی از آنها دخترها تماس می گیرد و می گوید:

( آنچه در فایل صوتی آمده و شنیده می شود) شما چرا قضیه را علنی کردید و آبروی من را بردید؟ من به خاطر شماها این کار را کردم. من برای شما خوبی کردم. من این کار را ترک کرده بودم و چون مسئله شماها خاص بود من قبول کردم. من مگر برای شما قبلاً نگفته بودم؟ مگر من چشم شماها را بسته بودم؟ اگر من اهل فساد باشم مگر فساد اینجا پیدا نمی شود؟

دخترهم در جواب می گوید: آخوند دده (داده یا دده به معنای پدر می باشد) این چه کار خوبی است که علنی شدن آن آبروی شما را از بین می برد؟

آخوند در جواب دختر می گوید: مگر مردم عوام این را می فهمند؟ خواهر شما هم گفت که من با یک نفر رابطه دارم من باید اینرا علنی کنم؟

خانم در جواب آخوند می گوید: این دلیل نمی شود شما به بدن خواهرم دست ببرید.

ما به پیش یک آخوند دیگر با خواهر و مادر و پدرم رفتیم. آخوند در جواب دختر می گوید: آن آخوند نمی تواند بیماری شما را درمان کند. بنیان گذار این روش در ایران خودم هستم. اگر او بتواند بیماری شما را درمان کند من ریش خودم را می تراشم. من سحرها با چشمان گریان برای شما نفرین خواهم کرد.

اینها نکات مهم از صحبتهایی است که دراین فایل صوتی رد و بدل شده است. آنچه که مشخص است این است این روحانی محترم قبلاً هم برای درمان بیماران روحی و روانی خود از این روش برای دفع جنها یا هر چیزی که در بدن آنها بوده است، استفاده می کرده است.

چون در لابلای صحبتها می گوید: این کار را ترک کرده بودم. اگر آن روحانی محترم اول گفته باشد که درمان اینگونه بیماریها به تماس بدنی نیاز است آنها هم قبول کرده باشند از لحاظ اخلاقی درست نبوده است آنرا علنی بکنند. اما یک موضوعی که در این گفتگو مشخص می شود این است این روحانی درمان آن درد را منحصراً در اختیار خود می داند و دیگران فاقد آن هستند. اما بنده(نگارنده) حد اقل سه نفر را می شناسم که به این کار اشتغال دارند و یکی از آنها هم روحانی است. اگر آمار گرفته شود تعداد اینگونه افراد از این هم بیشتر خواهد بود.

حال چرا مردم برای درمان بیماریهای خود به رمالها و دعا نویسها و طبیبان محلی و آخوندها مراجعه می کنند؟ این کار می تواند چند دلیل داشته باشد :

یکم: در این ایام پزشکان حاذق و توانا و متخصص واقعی کم شده اند. خیلی از پزشکان اسم پزشک را یدک می کشند و در تشخیص بیماری خیلی توانا نیستند ومدرک آنها با توانایی آنها مطابقت ندارد.

دوم: خیلی از افراد توانایی پرداخت ویزیتهای چهل پنجاه هزار تومانی و پول دوا و درمان را ندارند. بخاطر آنکه طبیبان محلی پول کمتری می گیرند به آنها مراجعه می کنند. خیلیها هم برای دستمزد نرخ تعیین نمی کنند بیمار هر چه پرداخت کند قبول می کنند. چون هزینه مطب و شاگرد و هزینه های جانبی دیگر را ندارند.

سوم: بعضی از پزشکان معتقدند همکاران ما در رشته اعصاب و روان هزینه های غیر ضروری زیادی بر بیماران تحمیل می کنند. مثلاً یکی از آنها مرتب می گوید نوار مغز بگیرید یا در برخی موارد شوک درمانی را تجویز می کند. خیلی از اینها من خبر دارم اصلاً ضرورتی ندارد. این غیر از سوء استفاده ازناآگاهی بیمار چیز دیگری نیست.

چهارم: بعضی از مردم معتقدند بیماریهای روحی و روانی را طبیبان محلی یا روحانیون بهتر در مان می کنند. خیلیها هم از کار آنها راضی اند و می گویند: بیماری ما درمان شده است. خیلی از طبیبان محلی یا همان دعا نویسان از ابتدا به بیمارخود گوشزد می کنند که این بیماری در بلند مدت درمان خواهد شد. شما احتمالاً چند جلسه یا چندماه یا یکی دوسال به رفت و آمد نیاز دارید که باید تحمل کنید. این رفت و آمد طولانی هم بین بیمار و دعا نویس یک انس و الفتی ایجاد می کند که جدا شدنشان را مشکل می کند.

پنجم: مقداری از مشکلات هم ناشی از فقر فرهنگی است که مردم به راههای علمی اعتقادی ندارند. یا متخصص واقعی نداریم یا کم داریم یا این مشکلات راه حل علمی ندارد. به خاطر همین در قدیم برخی از اندیشمندان علم را به دو قسمت تقسیم می کردند علم جسمانی و علم روحانی. در واقع در حال حاضرعلم روحانی همان علم روانشناسی است که متخصصان اعصاب و روان می باشند. خیلیها هم به خاطر اعتقدات دینی و مذهبی شان روحانیون را مورد اعتماد خود می دانند و به آنها مراجعه می کنند.

ششم: بهتراست خانمهای جوان پیش هرکس بروند یکی دو نفر از افراد خانواده یا نزدیکان خود را با خود ببرند تا چنین مشکلی پیش نیاید. چون غریزه ی جنسی یک غریزه سرکش و یاغی است هیچکس از آتش آن در امان نیست. این غریزه پزشک، مهندس، معلم، روحانی، کارگر، کشاورز، دیندار، غیر دیندار، دانشمند و فیلسوف نمی شناسد اگر غفلت شود می تواند همه را گرفتار کند.

در ضمن تنها وجه مشترک تمام انسانها چه دیندارترین و چه غیر دیندارترین افراد همین نیاز جنسی است که می تواند پای انسان را به لبه ی پرتگاه ببرد. هیچکس هم نباید از به خطر افتادن آبروی دیگران اظهار شادمانی کنند. چون همه در معرض لغزش و خطا هستیم. چون پدر همه ی ما آدم علیه السلام خطا کار بوده وبه خاطر آنهم از بهشت رانده شد و ما همه زمینی شدیم. باید راهی نشان داد و بستری ایجاد کرد که این موارد در جامعه هر چه کمتر اتفاق بیفتد.

نوشته: امان محمد خوجملی                    انتشاردهنده: یاشار نیازی

هدف " ترکمن نیوز " گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست
انتشار دهنده : shirzad
تاریخ و زمان خبر

۱۲:۳۳

۰۸ بهمن ۱۳۹۶

چاپ
تلگرام
اینستاگرام
گوگل پلاس
فیسبوک
توئیتر
فونت بزرگ
فونت کوچک