Kargar 31Kh 300x151 - کارِ کارگر ، قربانی تکنولوژی کاراندوزیادداشت ها-ترکمن نیوز- تمدن بشری سامان یافته کار است . تاکنون هر فردی در جهان هویت خود را در رابطه با کارش تعریف کرده و این پندار که هر فردی خودش را “شهروندی سودمند “ تلقی نماید ، در شخصیت ملی اش حک و تثبیت شده بود.

عدم دستیابی به شغل و کار ، معیاری است برای تایید میزان ارزش شخصیتی فرد، بدینسان بیکاری اش موجب تنزل احترام و احساس نوعی عدم خلاقیت و بی ارزشی می گردد. در واقع ، “کار انسان “ بخش تام و تمامی از زندگی روزمره آدمی است.

امروزه با ورود شتاب آلود نسل های جدیدی از تکنولوژی های پیچیده اطلاعاتی و ارتباطی ، کار آدمی روز به روز به حاشیه رفته و از فرآیند تولید در حال حذف شدن است. ماشین های هوشمند جای انسانها را در وظایف گوناگون گرفته و میلیونها کارگر را به صفوف بیکاران و یا بدتر از آن صدقه بگیران رانده و جوامع را در پی خود دستخوش بی ثباتی و نابسامانی کرده است. همه جا مردان و زنان بیشماری نگران آینده خود و فرزندانشان هستند و هر دم دچار این احساس می شوند که در چنبره نیروهای اجتماعی ای گرفتار شده اند که هیچگونه کنترلی بر آنها ندارند.
اگر به تاریخ رابطه انسان با ماشین در کشورهای مدرن نظری بیافکنیم بیش از دو قرن است که فوجی عظیم از کارگران با ترک مشاغلی که تکنولوژی نابود کرده در جستجوی مشاغل دیگری بوده اند که همین تکنولوژی ایجاد کرده است. در طی این مدت جابجایی نیروی کار در هر یک از بخش های کشاورزی به صنعت و از آنجا به بخش خدمات و نیز سیاست های صرفه جویی اقتصادی مانع از بیکاری ویران ساز بوده اند.
عدم اشتغال و بیکاری ناشی از به هم ریختگی و سوءکارکردهای روابط بین نیروی کار (انسان ) با تکنولوژی (ماشین) است به عبارت دیگر بیکاران انبوه، قربانیان انقلاب تکنولوژیک هستند که در هر بخش و صنعتی از اقتصاد جهانی ماشین ها با شتاب هر چه بیشتری جایگزین آدم ها گشته اند.
بی شک عصر اطلاعات فرا رسیده است، تکنولوژی نرم افزاری پیچیده و جدیدتر هر روز تمدن را به دنیایی تقریباً بدون کارگر نزدیکتر ساخته، اقتصادی را نوید می دهند که در آن تولید بصورت خودکار انجام شده و در هر یک از بخش های اقتصادی : کشاورزی ، صنعت و خدمات ، ماشین جایگزین کار انسانی شود و این جایگزینی هر ملتی را ناگزیر می سازد تا از نو به نقش آدمی در فرآیندهای اجتماعی بیاندیشد و اینکه تعریف مجددی از فرصت ها و مسئولیت های انسانی در جامعه ای بدون کار رسمی احتمالاً تنها موضوع اجتماعی اضطراری در نیمه دوم سده حاضر است.
تعدیل نیروی کار توسط شرکت های بزرگ و بکارگیری تکنولوژی های کاراندوز که بی شک حاصل آن ، افزایش بهره وری و سود با مشاغل کمتر که نشانه (بهبود بیکاری !!! ) است توده های کارگر را بیش از پیش نگران و سرگردان کرده است.
امروزه ، زندگی به گونه ای بنیادی در حال تغییر و دگرگونی است. در گذشته تکنولوژی صنعتی جایگزین نیروی جسمانی کار آدمی می شد و امروزه تکنولوژی های جدید کامپیوتری در تمامی عرصه های اقتصادی جایگزین فکر و اندیشه آدمی می شوند.

اگر یکصد و پنجاه سال پیش ، کارل مارکس کارگران جهان را به اتحاد فراخوانده بود اینک پایان دوران حضور کارگران در عرصه تولید با ورود ماشین های هوشمند بمثابه “پرولتاریای جدید” حکم اخراج طبقه کارگر از چرخه و مدار تولید صادر گردیده است.
جامعه بدون کارگر بیانگر آینده هولناک بیکاری گسترده و تنگدستی جهانی است که با افزایش ناامنی و شورش های اجتماعی مشخص می گردد. رگبار دستاوردهای علمی و ابتکارات در تجدید ساختارهای اقتصادی، دورنمایی بسیار واقعی از بیکاری را برای کارگرانی که سالها آموزش ، مهارت و تجربه اندوخته اند تصویر می کند.

نگرانی فزاینده در مورد بیکاری احزاب سیاسی را مجبور خواهد کرد که به جای اینکه درگیر کسب قدرت باشند ، بیشتر به مسئله کار و شغل شهروندان به عنوان دلیل اشتیاق شان به کسب قدرت بدانند. امروزه بیکاری تکنولوژیک به سرعت به موضوع اصلی بحث های سیاسی تبدیل شده است ولی متاسفانه در کشور ما ، غایب اصلی مباحثات سیاسی ، بالاخص در ایام مبارزات انتخاباتی ، همانا بحث اشتغال و بیکاری انبوه کارگران است که ، نماینده ای که صدای رسایی در میان دغدغه های طالبان حقوق دیگر اقشار جامعه منجمله حقوق زنان و اقوام و مذاهب داشته باشند ، ندارند.
تمدن ما در آستانه ورود به دو دنیای متفاوت قرار گرفته ، یک دنیای آرمانشهری سرشار از نوید و آرزو و دیگری دنیای نگونسار سراسر مخاطره و نومیدی. اینک مفهوم خود “کار” نیز مورد سوال قرار گرفته است. آدمی چگونه خود را برای آینده ای آماده کند که در آن کار به شکل رسمی از انسان به ماشین انتقال داده می شود؟ رسوم اجتماعی و مناسبات اقتصادی ما تا قبل از عصر انفجار اطلاعات ، مبتنی بر افزایش نیروی کار به عنوان کالا در بازار بوده و اینک که ارزش کالایی نیروی کار بیش از پیش در تولید و توزیع محصولات و خدمات فاقد اهمیت شده ، رویکرد جدید برای کسب درآمد و قدرت خرید چگونه باید باشد؟ و بدیل های ممکن در قبال کار رسمی تحلیل رفته ، چگونه باید باشد تا انرژی و استعداد نسل های آینده را در برگیرد؟ این است سوالات اساسی که نظام حاکمیتی کشور و دولت مستقر و دولت های آینده ، که سکان ارگانهای تصمیم ساز و تصمیم گیر کشور را در دست دارند و خواهند داشت ، بایستی پاسخگوی آنها باشند. آیا سکانداران حاکم بر کشور ، فردا که ماشین های هوشمند و تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی کاراندوز ، عرصه را نه تنها برحضور کارگران یدی ، بلکه حتی بر کارگران متخصص و ماهر نیز ، در تمامی بخش های اقتصادی اعم از صنعت و خدمات تنگ و تنگتر ، و جامعه بیکاران را چاق و فربه تر می نماید ، دست به دامن ” اقتصاد دانش بنیان “ شدن نیز که اگر بتواند ، اشتغال ناچیز و محدودی برای پژوهشگران بیوتکنولوژی ، تحلیل گران نرم افزاری ، بانکدارهای سرمایه گذار ، مهندسان طراحی، متخصصان فن و بازاریابی و مشاوران مدیریتی و حرفه ای و … – که آفریننده و به انحصار درآورنده و عرضه کنندگان جریان اطلاعاتی هستند – فراهم خواهد کرد ، چاره ساز و راهگشا نخواهد بود ، – فکر و اندیشه ای برای معیشت بیکاران و آبرو و حیثیت انسانی آنان و یا مسائل اجتماعی ( مثل بحران ها و شورش ها و … ) و فرهنگی ( مثل انحرافات و فسادهای اخلاقی و… ) که باحتمال قریب به یقین پیش خواهند آورد ، کرده اند ؟ و یا راه اندیشه کسانی را که چنین دغدغه هایی را در فکر و ذهن خود مزمزه می کنند باز گذاشته و می گذارند؟ یا که دعواهای سیاسی و جناحی در پی کسب مقام و قدرت برایشان ارجح تر بوده، مجالی برای اندیشیدن در این حیطه برنگذاشته است؟ آیا شعارها و وعده و وعیدهای ایجاد مشاغل چند صدهزاری که نقش مسکنی بیش نتوان برایش متصور شد با تنگتر شدن عرصه اشتغال و اخراج کارگران در نتیجه انقلاب تکنولوژیک و بکارگیری ماشین به جای نیروی کار تا چه حد همخوانی دارد و با واقعیت های جهانی موافق و منطبق است؟ دولت و دولت های آینده تا چه میزان بر نیروهای حاکم بر بازار تاثیرگذار خواهند بود تا جلو عوارض بکارگیری ماشین ها و تکنولوژی ارتباطی و اطلاعاتی توسط آنان را که متاثر از واقعیت های جهانی است بگیرند و برخلاف جریان باد و رود حرکت کنند؟ آیا راه و چاره ای برای تقسیم و توزیع بهره و سود حاصل از بهره مندی از تکنولوزی های ارتباطی به زیان نیروی کار را – بین نیروهای حاکم بر بازار و کارگران بیکار – اندیشیده اند؟ یا که نیروی کار به حاشیه رانده شده همچنان چشم امیدشان را باید به سرابی بدوزند که هر از گاهی بعنوان طرح ایجاد مشاغل چند صدهزاری در دستور کار دولت مردان قرار می گیرد ؟

نویسنده: عظیم قرنجیک

لینک عضویت کانال تلگرام

https://t.me/ITNAnews

هدف " ترکمن نیوز " گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست
انتشار دهنده : Medeniyet
تاریخ و زمان خبر

۲۳:۱۶

۳۱ خرداد ۱۳۹۷

چاپ
تلگرام
اینستاگرام
گوگل پلاس
فیسبوک
توئیتر
فونت بزرگ
فونت کوچک