ریشه یابی یک مشکل قدیمی

تورکمن نیوز:  یکی از خواسته های مردم و فعالانی سیاسی و انتخاباتی و نامزدهای مجلس از تحلیل گران و نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات، تحلیل و موشکافی این موضوع است که چرا یک نمایند بطور متوالی و پشت سرهم نمی تواند از حوزه گنبد دو باروارد مجلس شود؟ چرا نماینده های گنبد بعد از کسب یک دوره تجربه ی نمایندگی پایگاه مردمی خود را از دست می دهند و از ورود به مجلس باز می مانند؟ چرا مردم هر دوره تصمیمشان را عوض می کنند؟ آیا نماینده ها خوب از آب در نمی آیند؟ آیا نمایندگان به وعده های خود عمل نمی کنند؟ آیا نمایندگان را قدرت فاسد می کند؟ یا مردم و فعالان سیاسی از نمایندگان توقع و انتظار نامناسبی دارند؟ یا نمایندگان گنبد در مجلس خوب ظاهر نمی شوند؟ و دهها چرای دیگر. این مقاله قصد دارد در حد توان به این سئوال جواب دهد که چرا چنین است. البته حلاجی و تحلیل این مشکل به این آسانی نیست. چون تحلیل آن مستلزم اطلاع ریز از جزئیات و خصوصیات جامعه ی ساکنان گنبد است که ما نداریم. این وظیفه ی همه ی نویسندگان و تحلیل گران است که تلاش کنند این معضل را ریشه یابی نمایند. اگر کسی دقیق ترین و جامع ترین تحلیل را در این خصوص ارائه دهد راهنمای خوبی برای مردم و فعالان سیاسی خواهد بود.

یکم : ساکنان شهر گنبد ازاقوام و اصناف و جمعیتهای گوناگونی تشکیل شده اند. مانند ترکمنها و فارسها و ترکها و کردها و سیستانیها و بلوچها و شاهرودیها و سبزواریها و نیشابوریها و… به اصطلاح جامعه شناسان جمعیت شهر موزائیکی می باشد اما در مجموعه شهرستان که بخشها و روستاها را هم شامل می شود ساکنان بومی که ترکمنها می باشند اکثریت را در اختیار دارند. بنابراین متغیر های تاثیر گزار بر انتخابات بسیار زیاد و متنوع هستند که نمی شود آنها را نادیده گرفت. هر کس اشراف بیشتری به این تنوعات و تکثرات داشته باشد و جزئیات آنرا بهتر بشناسد قضیه را بهتر حلاجی خواهد کرد.

دوم: نخبه گان تاثیرگزار بر انتخابات، نمایندگان مجلس را بر مبنای خط مشی سیاسی انتخاب نمی کنند که به خاطر عدول از مواضع سیاسیشان آنها را کنار بگزارند. بیشتر این نخبگان نه همه ی آنها، نمایندگان را بر مبنای انتظارات و توقعات شخصی مانند پست و مقام و مواردی از این قبیل انتخاب و مورد حمایت قرار می دهند. زمانی که این انتظارات شخصی برآورده نمی شود مخالفت با نماینده حاضررا شروع می کنند این سرآغاز انشقاقها می شود و رقبا نیز بیشترین سودها را از این شکافها و نقارها می برند تا نماینده در دور دوم موفق نشود. به این ترتیب یک دور تجربه نمایندگی هدر می رود تا کارها دو یا چند باره از صفر شروع شود. فروپاشی این اتحاد بعد از چهار سال به خاطر مسائل ملی نیست بلکه معلول انتظارات و محاسبات ومناسبات محلی است که احساس می شد با ورود نماینده ی جدید به قدرت برآورده می شود که نشده است.

سوم : درمیان ترکمنها در گنبد سه طایفه ی پر جمعیت و تاثیر گزار وجود دارد به نامهای قوجقها و یولمه ها و قایناقمازها این طوایف در هردوره هر کدام یک نامزد داشته باشند احتمال موفقیت آنها در دور اول بیشتر است. اگررقیب آنها در دور دوم از فارسها یا ترکها یا از سیستانیها باشد کار در مرحله دوم برای آنها راحت است چون شکاف مذهبی است افراد حول مذهب جمع می شوند از ترکمنها هر کس وارد مرحله دوم شوند رای می آورند. شکست طرف مقابل قطعی است مگر اینکه به راههای غیر متعارف وغیر معمول روی آورده شود مانند دوره سوم مجلس با ابطال چند صندوق پر رای، رقیب غراوی را به مجلس فرستادند. و گرنه غراوی دو بار متوالی به مجلس رفته بود. رقیب غراوی که دکتر خسرو ضیاپور نام داشت گفته می شد در اکثر اوقات در مجلس غایب بود. گویا او بعد از ورود به مجلس با واقعیتهایی روبرو شده بود که باب میلش نبوده است.

چهارم : یکبار نخبگان و فعالان انتخاباتی و سیاسی ترکمن در گنبد این شعار را مطرح کرده بودند که ما هر دوره یک نفر را به مجلس بفرستیم که سیاستمداران ما بیشتر شوند. از قضا نامزد آنها در انتخابات پیروز و راهی مجلس شد. حالا آن شخص بزرگوارکه انسان بسیار شریف و محترمی است و در دوران نمایندگی خود زحمات زیادی هم برای مردم و حوزه ی انتخابیه اش کشید، سیاستمدار شده است یا نه، نمی دانم. ولی آنها در مقابل این سئوال که یک شخص بی تجربه ی سیاسی را راهی مجلس کردن چقدر قابل دفاع است را با سکوت گذرانده بودند. وقتی به آنها گفته می شد مجلس نقطه ی شروع و آزمون این میدان نیست جواب خاصی نداشتند. به هرحال اینهم یک شعاری بود یک دوره خریدار داشت و رای آورد. اتفاقاً آن نماینده به قولش وفادار ماند و دو دوره از کاندیداتوری مجلس خودداری کرد. حالا شنیده می شود این دوره خودش را برای نامزد نمایندگی مجلس آماده می کند. حالا نمی دانم کسانیکه آن شعار را ابداع کرده بودند در کنار ایشان هستند یا نه ؟ اگر باشند به سئوال مخالفان چه جوابی خواهند داد، خدا می داند. اما به نظر من جواب این سئوال ازدو حال خارج نیست یا آن نماینده ی محترم سیاستمدار شده است که در این صورت حق ورود به مجلس را ندارد چون مطابق طراحان آن شعار جای سیاستمدار شدن افراد جدید را می گیرد. یا سیاستمدار نشده است در این صورت آن شعار محقق نشده است که طراحان شعار به آن اعتراف بکنند. یا از اول فقط به خاطرکسب قدرت گفته شده است.

پنجم : بعضی ها که خیلی بدبین و توطئه نگر هستند. این مشکل را به گردن حکومت می اندازند و می گویند: حکومت نمی خواهد اقوام و اقلیتها برای خود انباشت تجربه داشته باشند. حکومت آنرا برای خود خطرناک ارزیابی می کند. چند سال پیش من یکبار با یکی از آنها وارد مباحثه شده بودم به او گفتم: استدلال شما برای این تحلیل چیست؟ او سقوط هواپیمای یاک چهل را مثال زد. من به او گفتم: همه ی کشته شدگان درون هواپیما طرفدار حکومت بودند و دلیلی ندارد که حکومت طرفداران خود را به این شکل از بین ببرد. به هر حال صحبت های زیادی رد و بدل شد که نمی شود همه اش را در اینجا یادآوری کرد. در نهایت او بدون توجه به استدلالهای من به من گفت: تو برو اول درستو بخوان و بعد قاطی بزرگان شو. تو برو نان و ماستتو بخور. تا بفهمی سیاست چیه ۵۰ سال طول می کشد. سخنان کوبنده آن بزرگوار سبب شد من بیشتر به سیاست بیندیشم و کمتر نتیجه بگیرم. دلیلش هم این است هنوز این مشکل کوچک را نتوانسته ایم حلاجی کنیم. ولی آن بزرگوار هنوز هم راه حل قاطع و کوبنده ی خود را دارد و دنیا را فقط از دریچه ی دور بین خود می بیند و لاغیر. ما از این جور دانشمندان علوم سیاسی در منطقه کم نداریم. اگر آنها را به حساب نمی آوریم تقصیر خود ماست. همین الان هم کسی از ایشان سئوال کند جواب حی و حاضر وآماده ای در آستین دارد. اگر جواب ایشان با واقعیات سیاسی جور در نیاید باید قبول کنید تقصیر واقعیت است، نه او. به قول ژزف استالین اگر واقعیت با نظرات ما جور در نیاید وای به حال واقعیت!!!

ششم : اصلاح طلبان. این گروه در گنبد در انتخابات مجلس خیلی تاثیر گزار نیستند. چون برای اصلاح طلبان واقعی هنوز انتخابات موضوعیت ندارد. یعنی خودِ قدرت هدف و غایت ومقصد اصلی نیست بلکه قدرت طریقییت دارد یعنی قدرت وسیله و ابزاری است برای رسیدن به دموکراسی چون آنها معتقدند کشور بدون رسیدن به دموکراسی ثبات و توسعه لازم را پیدا نخواهد کرد. اما برای نامزدهای گنبد اینگونه مسائل ساختاری چندان اهمیتی ندارد برای آنها خودِ نفس رسیدن به قدرت مهم است. بعد از رسیدن به قدرت اصلاح چه ساختاری باید دنبال شود برای آنها مهم نیست( البته مجلس توان اصلاحات ساختاری را دارد یا نه بحث دیگری است). بنابراین خیلی ازآنها از اصلاح طلب نامیدن خود به شدت می ترسند تا مبادا به این اتهام رد صلاحیت شوند.

هفتم : گروه قومی ومذهبی دیگر در گنبد فارسها و ترکها و سیستانیها هستند که شیعه مذهب هستند. اینها از ده دوره ی نمایندگی گنبد سه دوره را توانسته اند از آن خود کنند. یکی دوره اول در زمان پیروزی انقلاب بود که ترکمنها نامزد نداشتند. دومی در دروه ی سوم بود که اما اگرهای زیاد داشت و سومی در دوره ی نهم بود که با نامزد واحد این کرسی را تصاحب کردند. آنها تا زمانیکه یک نامزد واحد و شاخص نداشته باشند و ترکمنها با تفرق و تشدد زیاد مواجه نشوند پیروزی برایشان دشوار است. البته شنیده می شود آنها هم نگران این موضوع هستند که چرا نمایندگان گنبد نمی توانند دوره خود را تکرار نمایند.

هشتم : یکی از معیارهای تاثیر گزار در انتخابات مجلس نظارت استصوابی شورای نگهبان است که در بیشتر مواقع افراد لایق و شایسته و توانمند و استخوان دار را به دلایل گوناگون و نامعلوم رد صلاحیت می کنند که در سرنوشت انتخابات تاثیر گزار است. خیلی از فعالان سیاسی و دست اندرکاران انتخابات معتقدند هیئتهای اجرایی و نظارت آنطور که باید و شاید بی طرف نیستند. آنها دوست دارند نامزدهای ترکمن تعدادشان بیشتر باشد. حتی بعضی از آنها به این شرط تایید صلاحیت می شوند که حق انصراف نداشته باشند. اگر انصراف بدهند در آینده صلاحیتشان تایید نخواهد شد. از طرف دیگرآنها، آن طرفیها را تشویق می کنند تا کمتر نامزد شوند یا بعد از نامزدی ترغیب میشوند که انصراف دهند اگر انصراف دهند برای آنها پست و مقام در نظر می گیرند تا شانس این طرفیها برای پیروزی بیشتر شود. بعضی ازدست اندرکاران انتخابات که از پشت پرده ها اطلاعات بیشتری دارند به نویسندگان و تحلیل گران توصیه می کنند این معیار مهم را در ارزیابی خودشان فراموش نکنند.

نهم : تاثیرمصلحت گرایی و مصلحت سنجی درانتخابات. موضوع مصلحت گرایی را نیز نباید در سرنوشت انتخابات از نظر دور داشت. بعضی از مواقع سرنوشت آرا با یک مصلحت تغییر می کند. یکی از دوستان گرگانی به جد معتقد بود در انتخابات مجلس دهم در حوزه گرگان و آق قلا عبد الغفار راد مهر یکی از چهار نفری بود که به دور دوم راه یافته بود ولی با مصلحت سنجی فرمانداروقت با این عنوان که ایشان وارد مجلس شوند اکثریت نمایندگان استان را اهل سنت تشکیل می دهند (یعنی چهار نفرترکمن در مقابل سه نفر فارس) را مصلحت نمی دانستند. او بعضاً علت برکناری فرماندار گرگان بعد از انتخابات مجلس دهم را همین موضوع می دانست. اگراین موضوع صحت داشته باشد جای تامل بسیاردارد و فاکتور جدیدی را خارج از واقعیات جامعه به آن اضافه می کند.

دهم : غیبت احزاب در انتخابات. دور نگه داشته شدن احزاب در انتخابات به پراکندگی آرا وبه شکل نگرفتن چند هویت سیاسی مشخص در قالب احزاب کمک کرده است تا افراد و گروهها و شخصیتها برای نیل به قدرت رنگ عوض کنند. و هیچکس از تغییر موضع شرمنده و بازخواست نشود. غیبت احزاب در انتخابات و به بازی گرفته نشدن آنها، دمدمی مزاجی را بیشتر و عدم تجمیع تجارب و نمایندگان با تجربه را بیشتر کرده است. این به ضرر منافع ملی است ولی به آن هنوز توجه نمی شود. در غیاب احزاب هر کس برای خودش یک حزب است به تعداد ۸۰ میلیون نفر. دیگر تفرق و پراکندگی وعدم انباشت تجربه برای آیندگان در بلند مدت بهتر از این نمی شود. این غیر از بی توجهی به یک تجربه مهم بشری که با آزمون و خطا و با صرف هزینه های بسیار به دست آمده است معنای دیگری ندارد.

یازدهم : تا کنون در گنبد هیچ نماینده ای به خاطر تصویب نشدن فلان قانون و فلان برنامه ملی باز خواست و مؤاخذه نشده اند. بیشتر افراد در ملاقاتها با نمایندگان مجلس یا مشکلات شخصی خود را مطرح می کنند یا مشکلات روستا و شهر و منطقه را. برای هیچکس مسائل ملی در اولویت نیست. چون افراد خیال می کنند مسائل و مشکلات ملی هیچ ارتباطی با مسائل شخصی و محلی ندارد. اصل این است مشکلات شخصی و محلی و منطقه ای در قالب مسائل ملی دیده شود. حل نشدن مسائل کلان ملی است به بقیه مسائل را هم لاینحل می گزارد.

دوازدهم : این دمدمی مزاجی و تغییر مواضع و زود رنجی و بی توجهی به انباشت تجربه ی نمایندگان مجلس شاید مختص حوزه ی انتخابیه گنبد نباشد وممکن است حوزه های زیادی گرفتار این بلیه باشند. همه شبیه هم هستیم. درمان این درد با احیای احزاب و تشکلها و نهادهای مدنی و مردمی در جامعه در بلند مدت و با به کار گرفتن مؤلفه ها و ملزومات دیگر کاهش خواهد یافت. تا آن موقع جز نظاره گری و انتقاد و تذکر و فریاد راه دیگری به نظر نمی رسد. به همین دلیل است که خیلی جامعه شناسان و تحلیل گران سرشناس کشور معتقدند مجلس به مرورجایگاه خود را از دست داده است و دیگر در تصمیمهای کلان ملی حضور و ظهور ندارد وفقط به دستورعمل می کنند و این نقش فرودستی دیگر جا افتاده و نهادینه شده است.

✍️ امان محمد خوجملی

هدف " ترکمن نیوز " گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست
انتشار دهنده : Medeniyet
تاریخ و زمان خبر

۱۸:۰۷

۰۵ آبان ۱۳۹۸

چاپ
تلگرام
اینستاگرام
گوگل پلاس
فیسبوک
توئیتر
فونت بزرگ
فونت کوچک