1 300x200 - نقطه تلاقی رویداد ملی با اصلاحات (بخش1)ترکمن نیوز:  با استعفای آقای موسوی لاری از شورای سیاستگذاری اصلاحات و نیز انتقادات تند کرباسچی علیه سید محمد خاتمی، خواه یا ناخواه سوالات متعددی نسبت به بقا و شکست اصلاحات، آینده گفتمان اصلاحات، انشقاق در درون گفتمان و تاثیر گذاری اصلاحات در آینده، و پرسش هایی از این قبیل مطرح شده و خواهد شد.

با رویدادهای اخیر، جریان اصلاحات با چالش مهمی مواجه شده و شاید درچنین اوضاع و احوالی مهم ترین موضوع درون گفتمان اصلاحات، تبیین شبهاتی است که مطرح می شود.

اما جریان اصلاحات چگونه می تواند به پرسش های ایجاد شده پاسخ دهد؟ چگونه می تواند شبهات را برطرف کند؟ چگونه می تواند اعتماد هواداران خود را دوباره جلب کند؟

به نظر می رسد برای عبور از چالش های پیش روی اصلاحات، ابتدا باید به ضعف ها،چالش ها و ایرادات اصلاحات در عمر ۲۲ ساله پرداخته شود و از این منظر “داشته های اصلاحات “آشکارشده و نقشه راه آینده رویت می شود.

اندوخته اصلاحات، انچه اصلاحات از آن رنج می برد وتهیه لیستی از مواردی که اصلاحات باید در آنها بازسازی کند، شاید پر شمار باشد و به نظر می رسد برخی از مهم ترین آنها، موارد زیر است :

۱٫ دوم خرداد ۷۶ نقطعه عطفی در تحولات سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی محسوب می شود، روزیکه با پیروزی سید محمد خاتمی و گفتمان اصلاحات آغاز شد و توقع این بود که گفتمان اصلاحات مبانی فکری جریان اصلاحات را بصورت پیوسته تبیین نماید؛ تبیین جریان اصلاحات انجام شد ولی دو مشکل عمده داشت :

باید ها و نباید های جریان اصلاحات بصورت پیوسته بیان نشد و مشکل دوم رخنه برخی افکار رادیکال در بین جریان اصلاحات بود؛ هر دوی این معضل به جریان اصلاحات آسیب وارد کرده است.

۲٫ از ابتدای رویش گفتمان اصلاحات و شکست رقیب سنتی خود (جریان اصولگرایی)، یک سناریو پیش رو این بود که عرصه سیاست و قدرت از این پس توسط دو گفتمان رقیب مدیریت خواهد شد و کمتر کسی فکر می کرد که “رقابت بین دو گفتمان تبدیل به خصومت نهادینه” شود.

ولی درگیری و تنش از ابتدای رویش اصلاحات با جریان اصولگرایی آغاز شد و این دو گفتمان به جز موارد اندک مثل ائتلاف دولت تدبیر و امید به عنوان نماد اصولگرایان معتدل با گفتمان اصلاحات در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و دواز دهم، در بیشتر اوقات با هم منازعه داشتند و دارند و تخریب گفتمان اصلاحات از سوی جریان اصولگرایی، به یک “تعهد و تکلیف ” تبدیل شده است.

در میان منازعه دو گفتمان اصولگرایی و اصلاح جویی، افکار عمومی انتظار دارند که “دعوای حزبی” روزی به پایان برسد ولی متاسفانه هیچ نشانه ای از “پایان درگیری فرسایشی” دیده نمی شود؛ چرا که تشکل های میانه رو در هر دو حزب برای برقراری صلح و تعامل قدرت چندانی ندارند و طیف رادیکال در درون گفتمان اصولگرایی از چنان قدرتی برخور دار است که نه نتها اصلاحات را به عنوان “حزب مقید به قانون اساسی” به رسمیت نمی شناسد؛

بلکه امکان طرد طیف های معتدل اصول گرا از سوی همین طیف رادیکال نیز وجود دارد. (طیف رادیکال درون گفتمان اصولگرایی دو مشخصه بارز دارد : خود را نماد و نماینده جبهه حق تصور می کند و به رقبای مقابل تهمت و بر چسب های مختلفی می زند؛ به هیمن جهت یکی معضلات فعالیت احزاب در ایران وجود چنین تفکرات رادیکال است)

۳٫ به موازات تخطئه و تخریب گفتمان اصلاحات از سوی گفتمان اصولگرایی، جریان اپوزیسیون هم به تخریب بی وقفه اصلاحات پرداخته است؛ به همین جهت یکی از “کمبود های اصلاحات، نبود پایگاه روشنگری و پاسخ به شبهات” است، که بتواند با هجمه وسم پاشی های جریان اپوزیسیون مقابله نماید.

۴٫ اصلاحات از معضل مهم و دیگری هم در طول این سالها رنج می برد؛ با پایان دوران دولت اصلاحات و پیروزی آقای احمدی نژاد، گویی اصلاحات “به بن بست”خورد و با کناره گیری از عرصه سیاست و قدرت ” اصلاحات در عرصه عمومی و اجتماعی رها شد” و به اصلاحات در عرصه عمومی توجه چندانی نشد. نتیجه این نگاه از دست دادن بخش از پایگاه مردمی برای جریان اصلاحات بود. (پایان بخش اول)

✍️ شکور زیرک/ روزنامه نگار — کارشناس ارشد علوم سیاسی

هدف " ترکمن نیوز " گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست
انتشار دهنده : Medeniyet
تاریخ و زمان خبر

۱۱:۲۹

۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹

چاپ
تلگرام
اینستاگرام
گوگل پلاس
فیسبوک
توئیتر
فونت بزرگ
فونت کوچک