نامه سرگشاده جوان اهل سنت لارستانی به رئیس قوه قضائیهتورکمن نیوز:  امیررضا رضایی، جوان لارستانی (اوزی) و اهل سنت به تازگی یک نامه سرگشاده به حجه الاسلام رئیسی، رئیس قوه قضائیه نوشته و یک نسخه از ان را نیز در اختیار آفتاب لارستان گذاشته است.
به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی ترکمن‌؛ متن کامل نامه مذکور در ادامه می آید:

بسم الله الرحمن الرحیم

به محضر ریاست محترم قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران؛ حجت الاسلام سید ابراهیم رئیسی

سلام علیکم

حمد و ثنای بی شمار برآن خداوند متعالی باد که دل های مردم سرزمین ایران را به منصب ‌قضاوتی روشن نمود تا اقتدارش، خواب راحت را از مفسدین و غارتگران بیت المال به آشفتگی و اسارت تبدیل کند.

دیدن محکومیت مفسدان اقتصادی که برخی نیز به نشان و نامی جدابافته از دزد، به  اختلاسگر تغییر اسم یافته اند، دل های ما را در مقابل فشار دیکتاتور جهانی مستحکمتر قرار داده است.

محکومیت های دراز مدتشان و بازگشت اموال این مردم، مرهمی بر دل های سوخته و حامیان راستین این نظام گشته ولی بدانید که چشم یک جوان خاک جنوب، به سوی دیگری ست…

چشمانم، از دیار گرمای طاقت فرسا و از فقر سرزمین سیستان و بلوچستانش تا کرانه های سوزان خلیج مکرانش و امتداد جنوب فارس، این لارستان کهنش، به آب و هوای زندان اوین در پایتختش چشم دوخته… نه به امتداد مدت محکوم شدن شان و یا رد اموال تسخیری بلکه به رساندن درک سرزمین گرم و سوزان ما بر پوست و استخوان آنان است تا بدانند که چگونه حق این مردم را با ناحق کردنش معامله ای به فساد کرده اند… تا به عمق جانشان خرد شدن استخوان فقرای مرزنشین را در زیر بار فقری که با شنیدن هر اختلاسی دردشان تازه می شود، فقط اندکی ببینند… اگرچه  احساس فقر را فقیر داند و یا عدالت خواهانی ایستاده و ثابت قدم.

اوین را ندیده ام… ولی تهرانش را با دمای هوای آن، بهشتی در مقابل مرزهای شرقی و جنوبی کشورمان می دانم… ما را همان اقوام صبور جنوب بدانید که مانده ایم ایستاده در بحران ها، ولی مرهمی نیز بر دل های سوخته از دیدن این مفسدان، برای فقرای دیارمان بفرستید. تا همان ها لمس کنند از تلاش مردمانم برای طلب نانی حلال و به امید بهره مندی از ثروت های کلان این کشور در خاکشان که به راحتی در زدوبندهای پشت پرده به تاراج برده اند! چشمانم به رساندن آنان برای اندکی درک کردنشان پس از اختلاس و فساد بر معیشت مردم، در انتظار است…

می توان فرستادشان به مرزی ترین زندان های سرتاسر شرق و جنوب؟ همان جایی که مردمش و سربازان وطن در گرماگرم هوایش؛ مرزدار این سرزمینند تا ستون های اوین نلرزد…

شاید توقع نابجایی و یا توقعی از عدم درک قانون و احکام قضایی باشد ولی حق ما مردم دیار خشک و سوزان را چگونه به عمق جان آنان برسانیم؟

با کدامین حس خویش می توان به آنان منتقل کرد تا  به چشم خویش ببینند از اختلاس ها، زدوبندهای بانکی و رانت های بادآورده به قیمت بر باد دادن حقوق این ملت سوخته در آفتاب و تشنه در زمین خشک آن؛ که آبشان نه آب گوارای پایتخت  بلکه از آب انبارهای فصلی و به امید قطره های بارانش است… که بی شک به پای اسباب آرامش زندان اوین نمی رسد!

ناحق کردنشان را چگونه لمس کنند؟ تبعید… تبعید را در تاریخ این سرزمین بسیار شنیده ایم آن هم نه حکایت تبعید مفسدان، بلکه روایت تبعید عدالت خواهان و مبارزان این سرزمین که برخی تاریخ زنده در این کشور و از خادمان وخالصان این ملتند در این عصر اختلاسگران! آیا لیاقت کلمه «تبعید» بر مفسد و غارتگر بیت المال، نمی تواند صدق کند؟

در خاک گرم ما؛ برای فرستادنشان به وسعت شرقی ترین مرزهای کشور تا جنوبی ترین سرزمین مردمان وفادارش و در کنار آن گالن بدست سوخت رسان به آنسوی مرز که به حکم فقر، نانش به اسم قاچاقچی عجین می شود، بی شک جایی برای درک احساس این مفسدان و محفلی برای نظاره بر آنان یافت می شود… اگر حکمی به نشان تبعیدی در بند، بر پیشانی آنان  حک کنید…

سپاس بر شما باد؛ سپاس بر آن قاضی القضات سرزمینمان، که صندلی قضاوت خویش را چنان در کنار مردم قرار داده است تا این شهروند ایرانی و از مذهبی وحدت خواه  و با احساس آرامش، حرف دل خویش را تقدیم کند.

قدم هایتان برای گرفتن حق این ملت استوار و عزت تان ماندگار باد..ِ. آمیین

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

امیررضا رضایی (اوزی)/ هشتم مردادماه ۱۳۹۸/ فارس…لارستان

 

انتشار دهنده : shirzad
دسته بندی اصلی :
تاریخ و زمان خبر

۱۷:۵۰

۱۶ مرداد ۱۳۹۸

چاپ
تلگرام
اینستاگرام
گوگل پلاس
فیسبوک
توئیتر
فونت بزرگ
فونت کوچک