نامه ای به یک دوستیادداشت-تورکمن نیوز:  سلام علیکم
در ابتدای نامه توجه جنابعالی را به داستان پر نغزی جلب میکنم که بن مایه اش اوان کودکی وشیطنتهای آن میباشد . داستان میوه چینی های دزدکانه از درخت سیب و توت همسایه منظورم است. وقتی به خاطر قد کوچک وزور ناتوانمان نمیتوانستیم از درخت بالا برویم و از هدف اصلی که همان چینش میوه و نوش جان کردن آن بودباز میماندیم و حسرت کودکانه برما مستولی میگشت ،. تنها راهکاری که به شیشه عقل صباوت تصویر می انداخت ، سنگ پراکنی به طرف شاخه های پر میوه (نه شاخه هاییکه بدون محصول و صامت و ماکت)بود تا ازاین منظر حسرت کودکانه عسرتی برجای نگذارد….و به شکرانه قانون نیوتن و به تواضع و وزانت و سخاوت شاخه ها ی سر به زیر به نوایی برسیم….
قبل از هر چیز خواستم یک خسته نباشید جانانه نثارت کنم که فکر میکنم امروزه خیلی در فشار های مکاتبه ای و پیام نوری با عده ای ازکج روان راه و مسیر مردم پسند پر سنگلاخت هستی. در دنیای پر تب و تاب و جزر و مدی دنیای سیاست که در نوع خودش امان از رمق هر کهنه کار و موسفید کرده ای را می رباید وای به حال اگر به صورت پینگ پنگی وارد مباحثاتی بشوی که طرف مقابلت غیر از حرف زور نشان و ایدئولوگ منشش چیز دیگری را قبول نمیکند فرض مثال شما به طرفت میگویی بیا شطرنج بازی کنیم ولی طرف با یک حرکت کل وضعیت مهرهای شطرنج را به هم زده و بازی را بهم میزند که نوعی کیش و مات کردن قلدرمابانه است و به این حد نیز اکتفا نمیکند تازه بعد از این یقه شما را گرفته و میگوید بریم داخل رینگ بوکس مبارزه کنیم . حال از این ببعد دیگه حسابت با کرام الکاتبین است.
دوست عزیز اینگونه افراد منطق و معیارشان و شاخص حق و باطل را در کلاف خودشان پیچیده اند یعنی چون فلان نماینده مجلس ،قلان استاندار ، قلان معاون سیاسی ، فلان مدیرکل حراست ، طرف اینهاست و از اردوگاه همدیگر تامین معاش میکنند و چون تشخیص دادند منافع آنها در مخالفت با تفکراتی چون تفکر شما و اصلاح طلبی و آزاد اندیشی و شایسته سالاری و ضدیت با قومیت ها و در تضعیف این مولفه ها و آیتم هاست ، همیشه حق را در ظرف کاهی خودشان انبان پر میکنند و سنجه و شاخصه منطق و عدالت و برابری و حقوق شهروندی ودلسوزی به نظام وایستادن در برابراستکبار وبیگانگان وتشخیص انتخاب درست به نمایندگی ومدیر کلی و حق انتخاب و انتخاب شدن همه اش یعنی من و شما باهر وزن سیاسی ودر صد آرا و نیت پاک به خلق و نظام و … خلاف هستید و باطل.و تنها به منافع چند روزه خودشان فکر میکنند…
دوست عزیز شک ندارم شما هم با من هم عقیده هستی در اینکه دیگر در عصر فناوری اطلاعات و دهکده جهانی مک لوهان قرار گرفته ایم و ذیگر تعصبات خشک و خالی و بی منطق حرفی برای گفتن ندارد و دوران زور و فئودالی جایش را با جمله آلوین تافلر صاحب موج سوم “اطلاعات قدرت است “سپرده است . و توالی اربعه رسیدن به خرد از حلقه مفقوده داده خام سپس اطلاعات بعد دانش و نهایتا به خرد یا به قول فیلسوفان wisdom طی طریق میکند. بنابراین احساس میکنم مخالفانت فعلا ساکن داده خام هستند ولی شما با مرحله آخر به جنک فکری آنها رفته اید و بدین خاطر است شما همیشه به آنها مجبورید گوشزد کنید که نه من منظورم یک چیز دیگر است و هی تکرار کن که شما نیت خوانی میکنید و انگیزه خوانی میکنی و الخ…چون داده های آنها در ذهن نا کجا آبادشان پرورده نشده و قالبهای فکریشان خیلی شکل بد قواره ای یافته است که یارای هیچ گونه مباحثه منطقی را برنخواهد تافت و به پریشان گویی و ژاژخایی رو خواهند آورد و به قول یک ضرب المثل بودایی ” وقتی به آدم ساده لوح ماه را نشان میدهی به جای نگریستن به ماه به انگشت مینگرد” مصداق پیدا خواهد کرد.وبس.حال خود دانی به مباحثه و چاش فکری با آنها بپردازی یا نه؟؟۱۱۱
دوست عزیز با تمام این تفاصیل پایداری ات و عرق ریزی روحت برای آگاهی دادن به خلقت را سرمه و توتیای چشمهایم میکنم و به عنوان دوستی صادق برای ایل و مردمانت و وطنت و هزینه های گزافت در دفاع از حقوق شهروندی آنها سر تعظیم فرود میاورم و در این قسمت بی مناسبت نمی بینم نظری به دیوان کریم قربان نفس شاعر مشهور ترکمنستان که میگوید( ساندال بولسانگ جیداپ دورماق یاراشار ) تساوی نسبی و قرابت به معنایش میشود: آهن به تحمل سندان تفته خواهد شد .
دوست عزیز فکر نکنم مشکل شما فلان اداره کل مدیرکلش آقایی باشد خودخواه و یا جدیدا خانمی باشد شبیه آن آقای قبلی ، یا فرمانداران شهرهایت زبان مادری خودش را نتواند حرف بزند و چه کسی باشد . ولی مطمئنم دنبال کسی میگردید که پایه و نیت و فکرش و معیارش عدالتخواهی و دوری از تعصبات خشک و خالی و احترام به فرهگنها و معتقد به دموکراسی و آزاد اندیشی و شفاف سازی و احترام به حقوق دیگران و …باشد.

دوست عزیز کسیکه درخت گردو میکارد منتظر محصولش نمی ماند که عمر نوح میخواهد . و جنابعالی از این منظر مثال چنین نگاه و مثال نگاه شترگونه ای هستی که آهسته و پیوسته میرود و خط سیرش هم دور دوراست نه مثل قاطر و استر که هر آن در مسیرش با تلاطم هایی مواجه میشود .و بی تاب و بی قرار است و زود به سر منزل مقصود میخواهد برسد و برای رسیدن به یک جایگاه و منزل به هرکس و ناکسی نیش ذلت و خواری را به جانش میخرد. ولی جنابعالی حاضر نیستید به هروسیله ای به پست و مقامی برسید چون اعتقاد واثق دارم دنبال اضطرابی عظیم تر هستید و لذات اسفل را می گذارید تا به بندگان حقیر اعطا شود. دنبال این نیستید با هر مطلبی که مینویسید دورنمای منافع شخصی را به گل بیارایید ولی واقعیتها را بازگو مینمایید گرچه مجبور شوید در پستوی کلبه محقرانه و آفتابگیر تان کنج عزلت بگیرید چون وقتی به تجربت از گذشتگان شاقول به بنای زندگیتان می اندازید میبینید ” شتر خوابیده اش هم از خر بزرگتر است”
دوست عزیز اگر اطاله کلام نمودم عذر خواهم و اگر خسته ات کردم میتوانم به صرف یک کلام و آهنگ دوتار دعوتتون کنم .که به مقام (بیلانی) و با شعر ذلیلی خواهر زاده مختومقلی میگوید
ناکس دن پیس گورمه یاماندان بدغات..یاغشئ لاردان خالقا یاغشئ آد قالار….گرچه مقاومت در برابر ناکسان روزگار سخت است ولی بدان که نام نیک نیکان روزگار است که می ماند.

نوشته:رشید نافعی

هدف " ترکمن نیوز " گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست
انتشار دهنده : shirzad
تاریخ و زمان خبر

۱۸:۵۸

۱۰ تیر ۱۳۹۸

چاپ
تلگرام
اینستاگرام
گوگل پلاس
فیسبوک
توئیتر
فونت بزرگ
فونت کوچک