مالکیت فرزند یا امانت؟ترکمن نیوز:  برخی معتقد بودند که جامعه نیاز به قانونگذاری ندارد و همه نیازهای ما در فقه وجود دارد. ولی می‌دانیم که یکی از دوره‌های پُرکار قانون‌نویسی در ایران؛ پس از انقلاب است و این مغایرتی با فقه پویا ندارد. بخشی از نیاز به قانون نویسی مربوط به تاسیس نهادهای گوناگون و جدید است. به عنوان مثال نیروی نظامی، نظام آموزشی، مقررات و نظام بهداشتی و درمانی، نظام رسانه‌ای و … هرکدام از اینها نیازمند قانونگذاری هستند.

به جز این موارد باید در بخشی از حقوق و قانون مدنی نیز تجدید نظر صورت گیرد. زیرا روابط اجتماعی پیچیده شده است و نمی‌توان با اتکا به الگوهای قبلی و سنتی روابط میان افراد با یکدیگر و با حکومت را تنظیم کرد. حقوق زن، حقوق کودک و حقوق کار و سایر اقشار از این جمله‌اند.

کشتن یک دختر نوجوان به دست پدر سنگدل با داس، بازتاب بسیار وسیعی داشت از این رو مساله‌ نیاز به قانون و یا خلاء قانونی در باره حقوق کودک را دوباره زنده کرد. این پرسش مطرح شد که چرا قانون مربوط به این موضوع حدود دو سال است که در کشاکش میان شورای نگهبان و مجلس قرار دارد و همچنان تایید نشده است.

چرا در مواردی مثل ماجرای رومینا، که کودکان معصوم و بیگناه کشته و وجدان عمومی جامعه جریحه‌دار می‌شود نه تنها اقدام مناسبی صورت نمی‌گیرد بلکه در کنار قانونگذاری به مسئله دیگری اشاره می‌شود. همچنان که سخنگوی محترم شورای نگهبان گفت : « فقط با یک قانون حل نمی شود. زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی دارد. »

واقعیت این است که با قانون همه مشکلات حل نمی‌شوند ولی بدون قانون هیچ مشکلی حل نمی‌شود. سهل است که در فقدان قانون ناهنجاری‌ها رسوب کرده، و بدخیم می‌شوند.

قضیه این است که یک نگاه جاهلی در میان اندکی از اقشار اجتماعی وجود دارد که اتفاقا برخی از تریبون‌داران نیز به نام غیرت داشتن آن را تقویت می‌کنند. همان نگاه جاهلی که زنان و دختران را با کوچکترین ظن و گمان ناروا می‌کشند و به این کار خود افتخار می‌کنند.

مسئله این است که قتل رومینا یک جرم شخصی نیست، یک جرم عمومی است. و نحوه مواجهه با آن متاثر از حساسیت‌های نهادهای رسمی نسبت به این نگاه نادرست و انحرافی خواهد بود. برای نمونه هنگامی که دختر می‌گوید مرا نزد پدرم نفرستید، حتما می‌داند که چه سرنوشتی در انتظارش است. اتفاقا برای خلاصی از همان سرنوشت فرار کرده است.

قتل رومینا یک مسئله اجتماعی است. نمی‌خواهم بگویم پدر را باید قصاص کرد چون موافق تعداد زیادی از اعدام ها نیستم که به نظرم اعتبار آنها محل سوال است.

معتقدم که ولی‌ًِدم اصلی رومینا، مردم هستند به همین علت است که مردم نیز بیشترین واکنش را نشان داده‌اند. قصدم نقد حقوقی این رویدا نیست بلکه هدف اصلی تغییر نگاه به جامعه و به روابط جدید اجتماعی است. اگر این تغییر رخ دهد بطور طبیعی مقررات مربوط به آن نیز اصلاح خواهد شد.

مشکل کجا است؟ اگر در زمان جاهلیت اعراب دختران را می‌کشتند، این اقدام ناشی از احساس مالکیتی بود که به کودک خود داشتند و هیچ حقی برای او در برابر پدر قائل نبودند. یک فرزند را می‌کشتند و دیگری را زنده نگه می‌داشتند.

مسئله این است که آیا کشتن بد است یا احساس مالکیت داشتن؟ قطعا کشتن بد است ولی ریشه این قتل در احساس مالکیت داشتن نسبت به کودک است. مالک است که می‌تواند دختر زیر سن ۱۸ سال را شوهر دهد بدون آنکه رضایت داشته باشد.

و بسیاری هم آنان را شوهر نمی‌دهند تا نزد خودشان باشند و این نیز نوع دیگری از نگاه مالکیت محور به فرزند است. اتفاقا تعداد این زنان که به دلیل ازدواج نکردن ناشی از مخالفت پدر و مادر در خانه مانده‌اند بسیار زیاد است و اهمیت تعداد آنان کمتر از آنهایی نیست که کشته می‌شوند.

ریشه همه این بحران‌ها در احساس مالکیتی است که پدر یا مادر نسبت به فرزند خود دارد. در حالی که پدر و مادر فقط یک امانت‌دار هستند و اینکه وظیفه دارند تا به بهترین صورت او را تربیت کرده و وارد جامعه کنند و او حاکم بر سرنوشت خویش شود هر چند عموم آن‌ها پدر و مادر را از مشورت خود دور نمی‌کنند.

این تحول نیازمند قانون است. البته پس از مدتی اثرات فرهنگی قانون نیز آشکار خواهد شد. ولی تعلیق کردن قانون به وجود زمینه‌های فرهنگی که اتفاقا موجود است به معنای نادیده گرفتن واقعیت است.

هر چقدر هم وضع فرهنگی و اجتماعی خوب باشد حتما تعدادی جرم و انحراف خواهیم داشت. ولی واضح است که بخشی از آسیب‌های کنونی ناشی از بی‌توجهی به مبانی حقوقی است. حقوق زن، کودک و نوجوان از مهمترین این موارد است.

✍️ عباس عبدی /شهر آرا

هدف " ترکمن نیوز " گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست
انتشار دهنده : Medeniyet
تاریخ و زمان خبر

۱۲:۲۷

۱۲ خرداد ۱۳۹۹

چاپ
تلگرام
اینستاگرام
گوگل پلاس
فیسبوک
توئیتر
فونت بزرگ
فونت کوچک