زندگی از میان آغوش پر از عشق تو، متولد شدفرهنگی- تورکمن نیوز چشم گشودم و خود را ميان هم‌همه‌هاي گنگ و نامفهومي، رهاشده ديدم. صداهای ناآشنا و سايه‌هايي غريب، وحشتي عميق را در وجودم دمیده بود و هر لحظه بر اين اضطراب افزوده مي‌شد كه يكباره مرا به آغوش تو سپردند و آن‌جا بود که زندگی آغاز شدن را آموخت.
به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی ترکمن‌های ایران؛ زمان گذشت، مدتی طولانی سپری شد و انگار سفری عجیب از لابه‌لای جهان رخ نشان داد.

چشم گشودم و خود را در میان هم‌همه‌های گنگ و نامفهومی، رها شده دیدم، آنقدر مبهم و ترسناک که یکباره گویا قلبم از حرکت ایستاد و نفسم به سختی جاری می‌شد.

صداهای ناآشنا و سایه‌هایی غریب، وحشتی عمیق را در وجودم استوار کرده‌ بود و هر لحظه بر این اضطراب افزوده می‌شد که یکباره مرا به آغوش تو سپردند.

بی‌شک زیستنم از همان دم آغاز شد، آن لحظه بود که صدای تپیدنی آشنا وجودم را مملو از آرامش کرد و لبخندی به وسعت اقیانوس بر قلبم حک کرد.

وجود تو بود که در لحظه پا گذاشتنم به این دنیا، جهان را برایم گلستان کرد و رنج مکان ناآشنا را در مقابل دیدگانم زدود.

همان دم که نوازش دستانت را بر وجودم حس کردم گویا زیستنی بی‌انتها در قلبم دمیده شد و شور حیات در وجودم متولد شد، هنوز قلبم با آهنگ صدای نوازشگرت آشنا است و زمزمه‌های عاشقانه تو را در خود تکرار می‌کند.

شب‌های سخت بی‌قراری‌هایم را تنها تو فهمیدی و با صدای آهنگینت ترانه زیستن سر دادی، چه بی‌منت بر بالینم شب را با چشمانی خسته به صبح رساندی و تنها لبخندت را برایم به یادگار گذاشتی.

هنوز زمین خوردن‌هایم را خوب به خاطر دارم، وجود تو بود که دوان دوان به سمتم می‌آمد و مرا با نوازش‌های عاشقانه، به بار دیگر دویدن تشویق می‌کرد.

گام‌هایم تنها با نگاه‌های عاشقانه تو این‌چنین بر روی این خاک استوار شد و این‌چنین دویدن را آموخت.

کودکیم قد کشید و در مقابل جوانی تو، ریشه دواند، از وجودت در من دمیدی و الفبای درست زندگی‌کردن را در لابه‌لای لالایی‌هایت برایم چه زیبا مشق کردی.

یادم است پا به پای من زمین و زمان را پشت سر گذاشتی و هم‌بازی کودکی‌هایم شدی، خود را سپر روزگار کردی تا با خیالی آسوده روزگار به کامم شیرین شود، گرچه می‌دانم گاه تلخی زندگی را در خاموشی، خود به دوش می‌کشیدی.

آغوشت هنوز همان جای امن بی‌قراری‌هایم است، باور کن هنوز هم محتاج شنیدن صدای قلبت هستم تا از نو شور زیستن را در من متولد کند و از نو حیات را در وجودم بدمد.

هنوز محتاج زمین خوردنم تا دستان نوازشگرت شوق از نو دویدن را در میان ازدحام زندگی، بار دیگر برایم تکرار کند.

تقویم ایران زمین امروز به پاس قدردانی از زحماتت به نام زیبایت مزین شده‌است اما خوب می‌دانم که حتی اگر تمام تاریخ را به نامت کنند در مقابل بزرگی مقامت به قطره‌ای در مقابل اقیانوسی بی‌انتها می‌ماند.

قداست نامت با نام بی‌بی دو عالم رقم خورده‌است که این‌چنین محبوب خدایی و این‌چنین جهان بر محور عشق تو می‌تپد.

شاید همان گوهر ناب آسمانی هستی که خدا تو را به زمینیان بخشید و عطر خوش وجودت را در زمین رهاکرد تا واژه زیستن با تو معنا گیرد، همان اکسیر شفابخشی که بی‌شک نگاهت، تنها نگاهت نوش‌داروی دردهایم می‌شود.

بی‌تردید تو اهل آسمانی که به لطف نگاه خداوند میهمان اهل زمین شدی تا رحمتی برای دل‌های بی‌قرارمان شوی.

مادر، وجودت پایدار باشد و نگاهت هم‌چنان بر دل‌های‌مان آرامش بدمد.

منبع: فارس- صائمه یوسفی گل‌افشانی

انتشار دهنده : Besya
دسته بندی اصلی :
تاریخ و زمان خبر

۱۰:۰۸

۰۷ اسفند ۱۳۹۷

کد خبر :

46494

چاپ
تلگرام
اینستاگرام
گوگل پلاس
فیسبوک
توئیتر
فونت بزرگ
فونت کوچک