به بهانه شانزدهمین سال ذرگذشت خبرنگار و رباعی سرای ترکمن ناز محمد پقه

پقه زندگینامه 300x200 - زندگینامه و سالشمار زنده یاد ناز محمد پقهمشاهیر ترکمن-ترکمن نیوز-  نازمحمد پقه درسال ۱۳۳۸ در روستای شاغال دفه از توابع شهرستان آق قلا متولد شد، پس از پایان تحصیلات متوسطه وارد عرصه ی تدریس گردید ولی پس از ۹ سال خدمت در آموزش و پرورش ظاهرا به علت دیگر اندیشی های سیاسی از صحنه ی آموزش کنار گذاشته شد.
بدین روی به دلیل علایق فرهنگی-اجتماعی والایش در راستای اهداف بلند پروازانه ی انسانی به نگاشتن مقالات در روزنامه های صحرا و فراغی و … پرداخت و با اشعار متفاوت خود که بیشتر در قالب رباعی می سرود در راه شکوفایی فرهنگ ترکمن ذره ای دریغ نکرد
وی با چاپ مجموعه شعر رباعیات “اگر دوستم می داری” به عنوان رباعی سرای صحرا درخشید، اما بیماری سحتی که بدان دچار شده بود فرصت خدمت به ملت خویش و همچنین زبان و ادبیات ترکمنی را از او گرفت
نازمحمد روزنامه نگار و شاعر توانمند ترکمن صحرا ناشناخته رفت و با رباعی هایش عالم را انگشت به دهان گذاشت.

فعالیت های خستگی ناپذیرش در مدت کوتاه عمرش مثال زدنی است. وی کارش را با ماهنامه جهاد روستا آغاز کرد و در هفته نامه های آتیه وابسته به سازمان تأمین اجتماعی، هفته نامه زن، خبرگزاری ایرنا و همین طور در مطبوعات محلی چون صحرا، یاپراق، فصل نامه فراغی و گلشن مهر قلم می زد. با انجمن های شعر و ادب آینا و میراث همکاری نزدیک داشت.
زنده یاد پقه در شهریور ۱۳۸۱ با کوله باری از درد و بیماری دار فانی وداع کرد.
در ادامه این مطلب سالشمار زندگی نازمحمد پقه درج شده است.
۱۳۳۸ – تولد در روستای شغال تپه
۱۳۵۷ – عضویت در شورای اسلامی روستاهای شغال تپه، عاشوربای و کوزه لی
۱۳۵۸ – شروع به کار در کسوت معلمی
۱۳۶۵ – ازدواج
۱۳۶۶- تولد اولین دختر’آی بولک’
۱۳۶۷- جدایی از شغل معلمی
۱۳۶۷- اقامت در آق قلا
۱۳۶۸ – اقامت در گرگان
۱۳۷۱- شروع فعالیت های خبرنگاری و آموزش خبرنگاری
۱۳۷۲- فعالیت خبری در سازمان جهاد سازندگی و مجلات جهاد روستا و صالحین روستا
۱۳۷۳- خبرنگار هنری و گزارشگر روزنامه های ایران و اخبار
۱۳۷۴ – خبرنگاری خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و تماشاگران آتیه وابسته به تامین اجتماعی
۱۳۷۵ – تولد دومین دختر به نام ‘آی سودا’
۱۳۷۵- معافیت شغلی تمام وقت با تشخیص بیماری
۱۳۷۵ – خبرنگاری ویژه روزنامه زن در استان گلستان و همکاری با مطبوعات استانی چون صحرا، گلشن مهر و گلستان ایران
۱۳۷۸- چاپ اولین مجموعه شعر رباعی با نام ‘سویجک بولسانک’ (دوستم می داری اگر…)
۱۳۷۸ مصاحبه اختصاصی با هفته نامه گلشن مهر، گفتگو از استاد علی جهانگیری
۱۳۷۸- پایان ترجمه مجموعه یادداشت های شاعر بلندآوازه کریم قربان نفس و با نام ‘یادداشت های فصل گرم’
۱۳۷۹- چاپ کتاب ‘باغ احساس’ مجموعه اشعار گردآوری شده در خصوص روستا به زبان فارسی
۱۳۸۰- آماده به چاپ مجموعه ای از شعر نو با نام ‘هانی من’
۱۳۸۱- لبیک به دعوت حق ۲۵دقیقه بامداد یکشنبه سوم شهریور.

قیزیل گول لر سولدی گیتدی آرمانلی
شمع لر یانیپ سوندی گیتدی آرمانلی
شول گول لردی سولوپ شمع لردی یانیپ
آدم باری اولدی گیتدی آرمانلی

همیشه نوشتن برای کسی که نیست، سخت بوده و هست به خصوص این که درباره ی آن نارنینی ناز باشد که لبخندش را به صحرا سپرده باشد. شانزده سال داغ دوری صبوری می خواهد. بی اغراق می گویم، من اما هیچ گاه احساس نکردم که آن نازنین در بین ما نبوده است و همیشه با آرزوها و آمال درونیش، با رازها و رمزهای زندگانیش، با غم ها وشادی های یزرگ و کوچکش و با دغدغه های فرهنگی و اجتماعی اش زندگی کردم. و همیشه قطار خاطراتش در برابر چشمانم رژه می رفتند. به خصوص لبخند های معنا دارش و اندام نحیفش هرگز از برابر چشمان من دور نمی شوند. اما به گاه نوشتن با این که همه چیز از او می دانم اما نمی دانم چرا با این که می توان نوشت، چگونه بنویسم.
آن نازنین بیشتر اسطوره و اسطوره سازی را دوست داشت و دوست داشت از بسیاری از شخصیت‌ها اسطوره ‌سازی کند. و شخصیت‌هایی چون ” چاودیرخان” و دیگران. او بسیاری از شخصیت‌های ادبی گذشته چون” بایرام خان ” و ” قره جه اوغلان” را می ستود. ولی به نظر من خود یکی از اسطوره های معاصر ادبیات ترکمن شد. شاعر بی نظبر در خلق رباعی که فصل خزان زده رباعی ترکمن را که با ” برهان الدین سیواسلی” شاخ و برگ گرفته بود، و داشت با “آرام” آرامش می گرفت، با سویجک بولسانگ به اوجش رساند. واو بیش از سیصد رباعی خلق کرده بود و مجبور شد فقط صد رباعی را در “دوستم می داری اگر…” بگنجاند. و اگر بود و ادامه می داد به سه یا چهار جلد مجموعه شعر می رسید..
او چون کتاب” باغ احساس” مجموعه اشعار فارسی در مسائل روستایی را خود چاپ کرده بود، کتاب هایی با همین مضمون شعری روستایی ترکمن جمع‌آوری کرد و آماده‌ی چاپ داشت.
مجموعه اشعار کتاب فارسی دوران ابتدایی را به ترکمنی ترحمه کرده یود. شعر روباه و زاغ و باران باز یاران ترکمنی او شنیدنی است. و دوست داشت در قالب کتابی در آورد.
مجموعه اشعاری از شاعران ترکمن را درباره ی دفاع مقدس گزینش کرده بود، با ترجمه ی فارسی از نگارنده را خیلی دوست داشت به چاپ برساند.
اشعار فوق العاده زبیایی در قالب شعر آزاد در مجموعه ای به نام ” هانی من “جمع آوری کرده یود و خود از آن بسیار لذت می برد ، دوست داشت قبل از سویجک بولسانگ به چاپ برساند اما اجل مهلت نداد.
او اشعار دلچسب و شیرینی در قالب شعری هایکو سروده بود و خیلی دوست داشت تا با هایکویش، هایکوی ترکمنی را زنده کند اما همه را به دل صحرا سپرد.
صحرا شول صحرا / سحر سیز صحرا / هاوا / شول سحر سیز صحرا- دا… / پیکره باتدی

 

نوشته:امان محمد خوجملی

انتشار دهنده : shirzad
دسته بندی اصلی :
تاریخ و زمان خبر

۱۲:۰۰

۱۵ اسفند ۱۳۹۷

چاپ
تلگرام
اینستاگرام
گوگل پلاس
فیسبوک
توئیتر
فونت بزرگ
فونت کوچک