و مقام زن 300x200 - جایگاه و مقام زن در ادوار گوناگونترکمن نیوز:  در نظام مقدس اسلام زنان از چنان اختیارات وسیع سیاسی بر خوردار بودند که یک زن می تواند به افراد دشمن پناهندگی بدهد و رهبر و امام موظف به پاسدای از تعهدات اوست.
در مشکاه المصابیح آمده است که حضرت ام هانی و همشیره حضرت على موال. در جریان فتح مکه یکی از مشرکین را پناهندگی سیاسی دادند و رسول اکرم و فرمودند: (قد أجرنا من أجرت و آمنا من آمنت ).
بسیاری از بانوان عصر پیامبر و صحابه در علوم و معارف اسلامی مانند قراءت، تفسیر، حدیث، فقه و فرائض مهارت کامل داشتند.
در فن حدیث ازواج مطهرات به طور عموم و حضرت عائشه و حضرت ام سلمه رضی الله عنهما علی الخصوص از میان سایر بانوان عصر پیامبر شان و امتیاز بخصوصی داشتند.
۲۲۱۰ حدیث از حضرت عائشه رضی الله عنها و ۳۷۸ حدیث از حضرت ام سلمه رضی الله عنه روایت شده است.
علاوه بر علوم و معارف اسلامی بسیاری از بانوان عصر پیامبر و صحابه در بقیه علوم … آن زمان ید طولی داشتند. مثلا حضرت ام سلمه رضی الله عنها در علم اسرار، اسماء بنت سکن رضی الله عنها در فن سخنوری و خطابت و اسماء بنت عمیس رضی الله عنها در تعبیر خواب از مهارت و کاردانی کامل بر خوردار بودند.
رفیدہ اسلمیه، ام مطاع، کبشه و ام عطیه (رضی الله عنهن) در فن طب و جراحی مهارت کامل داشتند. خیمه حضرت رفیده رضی الله عنها که در واقع یک مرکز کوچک بهداشتی بود برای خدمات رسانی در کنار مسجد نبوی نصب شده بود.
خنساء ، صفیه، عاتکه (رضی الله عنهن) و … در فن سخن و شعر گویی شهرت جهانی داشتند. شاعره ای مانند خنساء رضی الله عنها در لغت عرب را تا امروز جهان بخود ندیده است.
عده ای از بانوان عصر پیامبر شغل تجارت داشتند. مانند حضرت خدیجه رضی الله عنها در سطح بسیار وسیعی با بازرگانان روابطی تجاری داشت. (بانوان عصر پیامبر و صحابه ، ص ۶-۸)

منزلت زن در غرب
شعار غرب که در هر مناسبتی و با هر وسیله ممکن، آن را طنین اندازه می کند این است که، زن باید به کلیه حقوق خویش از آزادی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دست یافته و کلیه شئونات و احوال و اوضاع زندگی با مرگ قدم مساوات بر دارد.
مراتب تقدیر و احترام و سر خم کردن غرب در قبال زن، به نشانه ی احترام از زیبایی و مظاهر زنانگیش می باشد نه به خاطر انسانیتش. از این رو استفاده جنسی مردان از زنان تا زمانی است که زن زیبایی و جمال جوانیش را از دست نداده باشد. اما زمانی که آثار پیری بر صورت او ظاهر شود دیگر نیازی به آنها ندارد چون در این صورت تنها ارزش انسانی او باقی می ماند و بس.( زن در میان شفافیت شریعت الهی ویژگی فرهنگ غرب، ص ۲۱-۲۹)
لذا بر اثر این تبلیغات پر زرق و برق، جنس سومی از زنان در غرب ظهور کرده است که نه رسالتشان، رسالت زن است و نه رسالت مرد.
این نسل در حقیقت زنانی هستند که خواسته اند که در رسالت، نقش مرد را ایفا نمایند. هر چند که نتوانسته اند این امر را تحقق بخشند از طرف دیگر زنانگی خود را نیز از دست داده اند.( زن در آیینه حقیقت ص ۳۳)
اما حقیقت این است که زن غربی از واقعیاتی متضاد با این شعارها رنج می برد.
در عصر حاضر زن غربی قربانی طغیان و تجاوز نظام غربیها شده است. نظامی که واقعیت آن را مجسم می سازد، نه آن نظامی که در قالب الفاظ و شعارها وجود دارد.
ناخوشایند ترین و سنگین ترین مجازاتی را که این نظامها بر زن وارد نموده اند این است که او را از احساس زنانگی و عواطف مادری که از حقوق انسانی و شرعی او ست محروم و تهی گردانیده اند.
خانو انده در تمدن غربی تقریبا از بین رفته و از تمام قید و بندها و ضوابط اخلاقی، روابط اجتماعی و پیوندهای زناشویی رهایی یافته است.
آمار رسوایی جنسی بالاترین حد را به خود اختصاص داده است، اعتراف به زنا، تجارت جنس و معاهدات فحشاء و بزهکاری نهادهایی در سطح جهانی دارد.
افزایش میزان طلاق در کشورهای پیشرفته، نشان از بحران خانوادگی آنها را می رساند.
در انگلستان از هر پنج نفر جمیت جوان قبل از شانزده سالگی دست کم یک نفر جدایی والدین را تجربه کرده است در حالی که در امریکا این آمار یک در سه است.
۶۰ درصد جوانان فرانسه در مورد پدران خود هیچ چیزی نمی دانند .
در سال ۱۹۸۲ م ۸۰ در صد ازدواجها در امریکا منجر به طلاق شده است.
سالانه چهار هزار زن بر اثر شدت جراحات وارده مردانشان در هنگام تنبیه فوت می کنند.
۷۴ در صد فقیران و گدایان امریکا زنان هستند. (فروپاشی خانواده و آسیب شناسی آن، ص ۳۲و ۷۳)
اما صنف زنان سالخورده اعم از دختران و زنان مطلقه، باقی مانده روزهای زندگی خود را در وضیعتی شبیه به انزوای کامل از جامعه سپری می کنند. ارتباط آنها با دنیا در ضروریاتی چون: خوردن، نوشیدن و سکنی گزیدن خلاصه می شود.
کسی را ندارد که مایه تسلی خاطر او شود بجز سگی کو چک و آرامش بخش، که با حفاظت از او خود را تسلی می دهد.( زن در میان شفافیت شریعت الهی و ویژگی فرهنگ غرب، ص ۲۷)

شبهات مستشرقین در مورد تقسیم میراث زن
دشمان اسلام وقتی جایگاه رفیع زن را در اسلام مشاهده کردند به عزت و حرمتی که اسلام به زن داده پی بردند مستشرقین و شاگردان آنها کسانی که هیچ بهره ای از علوم شرعی و ادیان اسلامی نداشته اند دست به کار شده و در این زمینه انواع افتراها و دروغهای بی اساس را به اسلام نسبت دادند. آنها مدعی شدند که اسلام در حق زن ظلم کرده است قرآن توجه و عنایت خاصی به زن ندارد. اسلام حقوق زن و مرد را به طور مساوی ادا نکرده است، اسلام زن را در بعضی موارد همانند تقسیم میراث و قبول شهادت نصف مرد تلقی کرده است و ….
اما واقعیت آن که انسانیت در طول تاریخ هیچ دین و شریعت نظام و جامعه را سراغ ندارد که عزت و کرامت و شرافت زن را چنان حفظ کرده و او را در جایگاه واقعی اش گذاشته است.
اسلام زن را حق مالکیت و تصرف داده است خداوند متعال در این باره می فرماید:
« لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا ۖ وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْن » نساء ۳۲
نرجمه: مردان را هست بهره از آنچه حاصل کرده اند، و زنان را هست بهره از آنچه حاصل کرده اند.
اسلام به زن حق میراث داده است همان طور که به مرد این حق را داده است خداوند متعال می فرماید:
«لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ کَثُرَ ۚ نَصِیبًا مَفْرُوضًا» النساء۷
ترجمه: مردان را حصه هست از آنچه بگذارند پدر و مادر و خویشاوندان، و زنان را نیز حصه هست از آنچه بگذارند پدر و مادر و خویشاوندان از آنچه که باشد از مال یا بسیار حصه مقرر کرده شده .( جنگ فکری، ص ۱۴۴ – ۱۴۶)
اما این که زن در وراثت نصف نصیب مرد را مستحق است این امر نه به سبب نقص در انسانیت و منزلت و احترام زن از نظر اسلام می باشد، بلکه بناء آن عدل و انصاف در تقسیم مسئولیتهای جنسی بر قاعده (الغنم بالغرم) می باشند.( نظام خانوادگی در اسلام ص ۱۱۲٫)
در اسلام تامین مخارج و رفع احتیاجات مالی خانواده بر دوش مردان می باشد که باید آن را برآورده نمایند.
هم چنین پرداخت مهریه به همسر تامین هزینه او و فرزندان و پدر و مادر و خواهر بر عهده ی مرد می باشد.
زن در هر خانواده ای که باشد بر مردان واجب است که زندگی اش را تأمین نمایند حرمت و احترامش را پاس دارند.
البته گاهی نیز زن همسان با مرد در ارث خواهد برد. «وَلِأَبَوَیْهِ لِکُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ». النساء ۱۱
نرجمه: و هست پدر و مادر میت را هر یکی از ایشان یک ششم حصه.
لازم به یاد آوری است در غرب با توجه به وصیت صاحب ارث ، به هر کس که خواست تمام ارثش را می بخشد.
که اکثرا فقط یکی از بستگان او می باشد نزدیک به ۹۰ درصد آنان یکی از پسران خود را به عنوان وارث معرفی می نمایند و فقط ۱۰ در صد از مردان دختر یا همسرانشان را وارث خویش معرفی خواهند نمود.( زن در آینه حقیقت ص ۴۳-۴۵)

اعتراضات آنها در مورد شهادت زن
در جامعه راستین اسلامی زن نیاز به کار کردن برای گذراندن زندگی و امرار معاش خود ندارد. او محتاج به کار کردن برای لقمه چیدن نیست تا از این راه برای مادری و زنانگی خویش لطمه برساند به وظیفه اصلی خود که در قبال گرانبهاترین پشتوانه های انسانی نوباوگانی که نمودار نسل آینده اند بر عهده دارن ستم بکنند و در برابر لقمه های ناچیز یا پولهای اندکی که از کار به دست می آورد بخردسالان که بزرگسالان فردایند خیانت نماید.
پس اگر دو مرد یافته نشد یک مرد و دو زن به گواهی خواسته شوند. اما دو زن چرا؟( فی ظلال القرآن، جلد ۲ ص ۱۶۵-۱۶۶٫)
سبب همانا یاد آور یکی از آنها برای دیگر است، به منظور محافظت و صیانت حکم شهادت؛ از آن رو که زنان دارای دقت لازم نبوده و کم توجه و فراموش کارند. پس تعدد در شهادت آنان این نقیصه را جبران نموده و سبب آن می شود که یکی از آنها قضیه را به یاد آن دیگر در آورد.
از آن جایی که علت در تحقیق همانا تذکر و یاد آوری است و صورت حال در زنان نسیان و فراموش کاری است پس فراموش کاری در جایگاه علت قرار گرفت یعنی سبب به جای مسبب فرود آمد.
عادت مسلط غالبا بر آن است که زنان به معاملات مالی و مانند آن از داد و ستد ها اهتمام و عنایت زیادی نشان نمی دهند، در نتیجه معلومات آنان در این رابطه محدود، و اما اشتغال زنان در این عصر یه مسائل مالی نیز حکم را تغییر نمی دهد، زیرا مدار احکام اسلامی بر موارد اعم و اغلب است.
به رغم اشتغال زنان در وظایف مالی اهتمام و عنایت آنان به ابعاد مالی با امور عامه دیگر محدود و محصور به شئون منزل آنان باقی می ماند.
از اثاثیه خانه گرفته تا امور رفاهی، نظافت تهیه مواد خوراکی برای خانواده هایشان ، تربیت اطفال و از این قبیل ……… پس نتیجه اینکه حافظه اجتماعی آنان در یاد آوری معاملات (بجز در محدوده همان چیزهایی که ویژه خود آنهاست آمده است).
سخن کوتاه اینکه: حکم بر اغلب و اکثر جاری است و موارد نادر اعتباری ندارد، و شرع انور به مجوع نظر داشته و فقط اموری کلی و منطبق بر موارد عام را مورد لحاظ قرار می دهد. (تفسیر المنیر، ج۳ ص۱۵۳)
” لازم به ذکر است که برخی از مسائل و امور ویژه بانوان (رضاع، بکارت، ولادت، نسب کودک) گواهی یک زن برای صدور حکم دادگاه کافی خواهد بود و مسأله را خاتمه خواهد بخشید.
در این گونه امور از مردان نظر خواهی نمی شود و گواهیشان پذیرفته نمی شود.
اگر ادعای نقض زن و یا توهین به شخصیت زن درست می بود در این امور نیز باید بر روال شهادت دو زن و یک مرد عمل می شد. اما پیداست که زنان در این مسائل از مردان آگاه ترند. بنابر این شهادت آنان بر گواهی مردان ارجحیت می یابد.
فقها معتقدند در اماکنی که خاص خانم هاست و عادتا مردان در آن حضور ندارند مانند: حمام های عمومی زنانه ، مراسم عروسی و فروشگاههای مخصوص زنان و … چنانچه کسی به قتل برسد و یا مورد خیانت و دستبرد قرار گیرد و یا یکی از آنان دیگری را مورد ضرب و شتم قرار دهد شهادت خود آنان برای تأیید و یا رد آن کافی خواهد بود.( زن در آینه حقیقت ص ۴۱-۴۳)

جایگاه زن در جامعه یونان
مترقی ترین و با شکوه ترین ملت های پیشین تاریخ از لحاظ ترقیات علمی و اجتماعی ملت یونان است در ابتدای عصر ترقی این ملت ، زن از نظر اخلاق و حقوق قانونی و رفتار اجتماعی در اوج بدبختی و تیره روزی بسر می برد. زیرا برای این موجود ارزشمند در اجتماع متمدن ملت یونان هیچ گونه مقام آبرومندی وجود نداشت و بهترین شاهد این مطلب این است که داستانهای یونانی از یک زن خیالی بنام ( پاندورا ) ساخته می شد.
این بانوی خیالی در نظر یونانیان سر چشمه همه دردها و مصیبت های انسانیت به شمار می آید. تأثیر سوء افسانه های خیالی (پاندورا) که در عقل و روح ملت یونان پدید آورده بسی رقت آور است. و در سایه همین داستانهای بوده که زن در میان این مردم تمدن ساز ، جز یک موجود پست دوزخی نبود.-( جامعه شناسی تاریخی زن، ص ۱۰۷)

موقعیت زن در روم
روم که بعد یونان درجه ثانی را در تمدن گرفته بود، همچون نظیر سابق خود، زن آنجا بیچاره بود و هیچگونه احترامی نداشت . تسلط و غلبه ی شوهر بر اهل و اولاد به حدی رسیده بود که اجازه قتل را بر اهل و اولاد خود داشت.
در عهد قدیم ، پدر به قبول کردن فرزند خود چه پسر یا دختر ملزم نبوده است. پس او را در هیاکل و معابد می انداختند که کسی او را تحویل نمی گرفت لذا از شدت گرسنگی یا سرما و گرما به هلاکت می رسید.
همین سلطه را شوهر بر زن خود نیز داشت و سلطه مذکور برای او حق بیع ، نفی، تهذیب و قتل را ثابت می کرد زیرا که زن به همراه تمام املاک خود در حکم مملوک بود. در آن جامعه طلاق به کثرت رایج شده بود تا اینکه او را یک امر عادی تصور می کردند. چنانچه سینکا فیلسوف یونانی در خطبه های خود می گوید: «اهل روم از طلاق شرم نمی کنند و کثرت طلاق و شهرت آن به جایی رسیده است که زنان اعمار خود را بعد از ازدواج و شوهران خود شمار می کنند.»
مارشل می گوید: «زنی با ده شوهر ازدواج کرده بود.»
جوئیل می گوید: در مدت پنج سال یک زن در آغوش هشت شوهر آمده است ، تعجب آور تر از همه این است که قدیس جریم ذکر کرده است: «در میان یک زن و مرد عقد ازدواج را بستند که این زن قبل از این بیست و دو شوهر کرده و شوهرش قبل از عقد او با بیست زن ازدواج کرده بود».(نام خانوادگی در اسلام، ص ۸۸)

ارزش زن در ایران
ایران که در آن زمان با روم در حکومت بر جهان متمدن شریک بود ، یکی از حوزه های قدیم فعالیت بزرگترین خرابکارانی بود که تا به آن زمان جهان شناخته بود. از زمان های قدیم پایه های آن متزلزل و مضطرب بود. محارم نسبی که حرمت و قباحتشان تمام طبایع مناطق جهان اتفاق دارند در نزد آنها هنوز مورد بحث و تبادل نظر بود. تا آنجا که یزدگرد دوم که در اواسط قرن پنجم میلادی بر مسند قدرت نشسته بود، با دخترش ازدواج کرد و سپس او را به قتل رساند.
بهرام گور در قرن ششم بر اریکه ی قدرت نشسته بود، با خواهرش ازدواج کرد.
زمانی که روح طبیعت ایرانیان بر تعالیم مانی سخت شوریدند ، دعوت مزدک را در سال ۴۸۷ م متولد شده بود، را پذیرفتند.
وی اعلان کرد که مردم در دنیا با هم برابرند، هیچ تفاوتی ندارند و در زندگی نیز باید با هم برابر باشند او چون مال و زن در راس اموری بود که معمولا نفوس انسانی بر حفظ و نگهداری اش حرص بسیار دارند ، در نزد مزدک این دو مهمترین مواردی بودند که باید در آنها مساوات اجرا می شد.
شهرستانی می گوید: مزدک زنان را حلال و اموال را مباح گردانید وی مردم را همان طور که در استفاده از آب ، آتش و هیزم با هم شریک اند ، در این دو مورد نیز شریک دانست.( کند و کاری در اوضاع جهان و انحطاط مسلمانان، ص ۹۸)

وضعیت زن در هندوستان
هندوستان با آنکه از روزگاران قدیم در علوم ریاضی، نجوم ، طب و فلسفه دارا شهرت خاصی بود، اما در مورد زن همه مؤرخین اتفاق نظر دارند که ، تاریک ترین دوران آن از نظر مذهبی ، اخلاقی و اجتماعی از اوایل قرن ششم شروع شد.
زن در جامعه هند دارا هیچ مقام و ارزش اجتماعی نبود . گاهی شوهر ، زن خود را در قمار می باخت. و هر گاه شوهر فوت می کرد، زن از حق حیات اجتماعی محروم می شد. طوری که نه حق ازدواج داشت و نه شایسته احترام بود. مرسوم بود که زنان بعد از وفات شوهران شان خود را زنده زنده می سوزاندند ، این رسم مخصوصا در طبقات مرفه رایج بود. انگیزه آن اظهار وفاداری و رهایی از ننگ و عار و بدبختی بود.( نبی رحمت ص ۳۱)

زن در دوران عرب جاهلی
زن در جامعه ی جاهلی در معرض هر گونه ظلم و ستم قرار داشت ؛ حقش حیف و میل و اموالش پایمال می شد؛ از ارث محروم بود و بعد از طلاق و یا فوت شوهر حق ازدواج نداشت و همانند سایر کالاها و حیوانات به ارث دیگران در می آمد.
عبد الله بن عباس ما می فرماید: اگر کسی پدر یا برادرش از دنیا می رفت زنش در اختیار او قرار می گرفت دوست داشت آن را نگه دارد تا مهریه اش را به او ببخشد یا هم چنان ادامه ی حیات دهد تا اینکه بمیرد و اموالش به او برسد.
عطاء بن ابی رباح ما می گوید: در جاهلیت وقتی که کسی می مرد و زنی را به جای می گذاشت خانواده ی متوفا زن را به خاطر بچه های کوچکی که از میت باقی مانده بود نگه می داشتند.
از طرف شوهر مورد بی مهری و اعراض قرار می گرفت و بسا اوقات به صورت معلق نگه داشته می شد.
بعضی از غذاها ویژه ی مردان بود و بر زنان حرام بود یک مرد می توانست بدون هیچ محدویتی با چندین زن ازدواج نماید.
تنفر به درجه ی زنده به گور کردن آنها رسیده بود.
هیثم بن عدی ( ریال ) چنانچه میدانی از او نقل کرده است می گوید: زنده به گور کردن دختران عمل رایج در بین تمام قبایل عرب بود حد اقل از هر ده نفر یکی حتما چنین عمل را انجام می داد.( کند و کاری در اوضاع جهان و انحطاط مسلمانان. ص ۱۰۶-۱۰۷)

زن در جامعه ی یهود
بعض از طائفه یهود زن را به مرتبه خادم شمار می کردند پدر می توانست دختر خود را در بازار به فروش برساند و در صورت وجود برادر خواهر از میراث محروم بود. اما در صورت استحقاق میراث (یعنی عدم وجود برادر ) برای او هرگز اجازه نبود که با فرد اجنبی ازدواج کند.
هم چنان یهود زن را یک لعنت تصور می کردند زیرا که آدم را گمراه کرد او را برای خوردن درخت ممنوعه در جنت مجبور ساخت در تورات آمده است که زن از موت تلخ تر می باشد.( نظام خانوادگی در اسلام. ص ۹۱)

زن در دین مسیحیت
آنها در مورد زنان دو نظریه داشتند. یکی آنکه زن سر چشمه ملاهی و فسق و فجور است و نسبت به مرد یکی از دروازه های جهنم می باشد زیرا که او محرک اصلی بر گناه و عصیان می باشد او باید از جمال خود شرم کند زیرا چون سلاح شیطان برای برانگیخته کردن مردان بر معاصی می باشد و باید همیشه کفاره بدهد زیرا که شقاوت و بدبختی را بر زمین و اهل آن آورد.
در قرن پنجم میلادی جلسه برای بحث در مسائل ذیل منعقد گردید که آیا زن مجرد جسم است که روح ندارد یا اینکه روح دارد. در آخر الأمر اتفاق رای بر این شد که زن خالی از روح ناجیه از عذاب جهنم است غیر از مادر، اما نظریه دوم آنها این بود که علاقه و رابطه جنس بین مرد و زن فی نفسها نجس است و اجتناب از آن واجب است گرچه از طریق نکاح و عقد رسمی باشد.
ازدواج بعد از وفات یکی از زوجین از بزرگترین امور معیوبه و موجب عار و شرم بود و از آراء علمای مسیحی آن بود که ازدواج دوم یا شوهر دیگر از شهوات بهیمانه و اتباع غرائز فحشای و بی حیایی می باشد و ازدواج ثانی را به کلمه زنا مهذب تعبیر می کردند.(مرجع سابق)

مقام زن در اسلام
تمام پیشرفت های دنیای قبل از اسلام صرفا بر محور نیروی اخلاقی و فکری مردان دور می زد نقش زنان در تمان و فرهنگ دنیای باستان همان طور که قبلا ذکر شد کم رنگ و بی ارزش بوده است وقتی که آیین انسان ساز اسلام قدم در صحنه گیتی نهاد برای سعی و تلاش هر دو قشر در ساختار فرهنگ و تمدن ارزش قایل شد و دوشادوش مردان برای زنان نیز زمینه ارزش اجتماعی را فراهم کرد و تمدن اسلام که بر اساس سرمایه فکری مردان و زنان پی ریزی شده بود وقتی در مسند قدرت نشست رنگ و بوی دیگری بخود گرفت. اسلام اولا: این حقیقت را بیان کرده است که زن و مرد از جنبه انسانی وحدت دارند و با هم مساویند، تا یکباره به همه نظریات آمیخته به خطائی که زن را جنس ذاتا پست تر از مرد می پنداشت پایان دهد « یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَهٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِیرًا وَنِسَاءً.» النساء /۱٫
ترحمه: ای مردمان بترسید از آن پروردگار خویش که بیافرید شما را از یک نفس آفرید از آن یک کس زن او را و منتشر ساخت از این دو کس مردمان بسیار و زنان بیشمار .
ثانیا: بیان کرده است که زن و مرد از لحاظ رابطه با خدا و پاداش الهی نیز وحدت دارند و با هم مساویند.
«فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّی لَا أُضِیعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ ۖ بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ» آل عمران /۱۹۶ .
ترجمه: پس قبول کرد دعای ایشان را پروردگارشان با آن که من ضائع نمی سازم عمل هیچ عمل کننده از شما از مرد یا زن بعضی شما از جنس بعضی است.

اول و دوم
ثالثا: نوع پیوند زن و مرد را که دو نیمه یک جانند و نیز هدف های متنوعی که این پیوند دارد چه اهدافی که ویزه زن و مرد است و چه اهدافی که به مجموعه انسانی اخصاص دارد بیان کرده است:
« وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً » ۲۱ روم.
ترجمه: و از نشانه های خدا آن است که بیافرید برای شما از جنس شما زنانی را تا آرام گیرید به سوی ایشان متوجه شده و پیدا کرد میان شما دوستی و مهربانی.
رابعا: پیوند زن و مرد را در همه احوال و اطوار زندگی و نیز مشترکان آنها و ویزگیهای هر کدام را بر طبق سازمان فطری و وظیفه شان در جامعه انسانی که به وسیله هر دوی اینها به وجود آمده، تنظیم و تقسیم کرده است.( فاجعه ی تمدن و رسالت اسلام، ص ۹۰ -۹۲)

منابع :
ترجمه قرآن کریم شاہ ولی اللہ، محدث دهلوی
امام محمد بن عبد الله خطیب تبریزی، مشکاه المصابیح، ۳ باب الأمان، الطبعه الأولى مکتبه البشری کراتشی، پاکستان ۱۴۳۱ سید قطب.
فی ظلال القرآن، مترجم: مصطفی خرم دل جلد ۲ نشر اتمان، ۷۸٫
زحیلی، استاد وهبه ، تفسیر المنیر، مترجم: عبد الله خاموش هروی، جلد ۳، انتشارات تربت جام، شیخ الاسلام احمد جام ، ۱۳۷۸٫
صحیح بخاری ج۲٫
امام قطب ، محمد، جامعه شناسی تاریخی زن ، مترجم ، محمد علی عابد ، انتشارات البرز.
ندوی ، سید ابوالحسن ، نبی رحمت، ترجمه ی محمد قاسم قاسمی، چاپ سوم، تربت جام ، شیخ الاسلام جام ، ۱۳۸۱
ندوی ، سید ابوالحسن، کند و کاری در اوضاع جهان و انحطاط مسلمانان. ترجمه ی عبد الحکیم عثمانی، چاپ دوم ، نشر احسان، ۱۳۸۸
نعیمی ، مولوی عبد الرشید ، نظام خانوادگی در اسلام. انتشارات صبا – تهران ناصر خسرو، ۱۳۷۰٫
امام سید قطب ، فاجعه ی تمدن و رسالت اسلام، ترجمه: علی حجتی کرمانی، چاپ ششم، انتشارات القبس.
انصاری ندوی ، سعید و ندوی ، عبد السلام، بانوان عصر پیامبر و صحابه، ترجمه ی نذیر احمد اسلامی، بهار ۷۷٫
بوطی دکتر محمد رمضان ، زن در میان شفافیت شریعت الهی ویژگی فرهنگ غرب، مترجم: فرید قادری، چاپ سوم ، انتشارات کردستان، ۱۳۸۷٫
قرضاوی دکتر یوسف ، زن در آیینه حقیقت مترجم: حامد بهرامی. نشر احسان ۸۲٫
گروهی از مؤلفان، فروپاشی خانواده و آسیب شناسی آن، مترجم: داود ناروئی، نشر احسان ۱۳۸۴٫
محمد الیاس، یحیی ، جنگ فکری، مترجم: عبید الله براهوئی انتشارات کتابدار توس ،۱۳۹۰

انتشار دهنده : Medeniyet
دسته بندی اصلی :
تاریخ و زمان خبر

۷:۰۰

۲۱ تیر ۱۳۹۹

کد خبر :

78770

چاپ
تلگرام
اینستاگرام
گوگل پلاس
فیسبوک
توئیتر
فونت بزرگ
فونت کوچک