شجریان 300x104 - امام محمد غزالی و استاد محمد رضا شجریان؛ دو همشهری آزادهٔ آزاداندیشترکمن نیوز:  سرزمین طوس درکشور ما از جایگاه والایی برخوردار است. چه زمانی که زادگاه بزرگمردانی چون غزالی و فردوسی بود و چه امروز که پذیرای شجریان است.

آری امروز شجریان به زادگاه غزالی می رود تا به او بگوید : ای امام عارفان! تو در روزگار خودت از دست ابلهان به سبب دیدگاه‌ها و آزادگیهایت چه رنج ها بردی و حسرتها خوردی.اما به خودبرگشتی و به احیاگری پرداختی.من هم امروز با پیامی تازه به نزد تو بازگشته ام. آمده‌ام بگویم که پس از تو شاگردانت مولوی، سعدی وحافظ پیام ترا به گوش مردمان رساندند و بر جادوگران ورمالان ومردم فریبان غریدند ونهیب برآوردند. هریک با لحنی و آهنگی مردم را به راه تو دعوت کردند و من که پس از سال ها از طریق آنان به اسلام تو رسیدم فهمیدم که اسلام تسامح وتساهل فرسنگها ها با اسلام خشونت طلبان و تنگنظران فاصله دارد .من نیز مانند تو کوشیدم نشان دهم که می توان دیندار بود واز نعمت‌ها و زیبایی‌های خدادادی بهره برد وبه شکرانه این نعمت ها بانگ شکر را بر سر هرکوی وبرزنی بلند کرد وگفت:
مغنی بزن چنگ در ارغنون
ببر از دلم فکر دنیای دون
آری امام محمد غزالی می دانست که دل ها گنجینه ی اسرار ند وجز با کلید شادی و مهربانی و نوع‌دوستی قفلشان گشوده نخواهد شد واین اسرار الهی جز با نغمه های موزون مکشوف نمی شوند .آری استعداد افراد تنها با تحریک این تارهاست که بروز خواهد کرد و شکوفا خواهد شد. وغزالی واقف بر همهٔ علوم وفنون روزگار خویش ومسلط بر آداب ورسوم جامعه و طبیبی حاذق در شناخت دردهای انسان ونگران آینده او بود .لذا با ژرفکاوی در اعماق متون دینی رابطه آن ها را با عواطف و احساسات انسان شناخت و دریافت که دل های بیمار در درک لذایذ روحانی ناتوان ودر ورود به فضای ملکوتی عاجزند. غزالی فقیه فهمید ,فقهی که به درد دنیا نخورد به درد آخرت نیز نخواهد خورد . بنابراین برخلاف افکار منجمد ومغزهای متحجر, موسیقی را محکی صادق ومعیاری ناطق برای دلهای صاف و عواطف پاک دانست. موسیقی را ابزاری برای زدودن دل از زنگار هواهای نفسانی به شمار آورد. او معتقد بود که دل ها با لطافت موسیقی همگام وبا اوزان آن موزون می‌گردند. می‌گفت نه نصی صریح وجود دارد ونه قیاسی صحیح که حرمت موسیقی را اثبات نماید , هیچ دلیل عقلی هم برآن وجود ندارد. موسیقی مانند دیگر اعمال مباح، اشکالی ندارد.
امام عارفان واحیاگر علوم دینی مثالی ساده وواقعی بیان می کند که صدای زیبا بنفسه حرام نیست. چون هر یک از حواس با چیزی متلذذ ومشعوف می شود .چشم با دیدن مناظر زیبا لذت می برد وگوش نیز از شنیدن صداها ونواهای خوش وزیبا لذت می برد.
غزالی به آیات واحادیث فراوانی استناد می کند ومی گوید : پیامبران از صدای نیکو برخوردار بوده اند واز مفهوم مخالف نکره بودن صدای چهارپا برای تعریف وتمجید صدای نیکو بهره می گیرد. غزالی نتیجه می گیرد که موسیقی مباح است واگر حرام باشد به سبب عوارض جانبی است. در مساله شعر به سخن امام شافعی استناد می کند که گفته بود شعر نیز کلامی است مثل کلامهای دیگر؛ نیکویش نیکو وزشتش زشت است. هرگاه خواندن شعر بدون آهنگ جایز باشد با لحن وآهنگ نیز جایز است. او به خواندن اشعار در محضر پیامبر (ص) بویژه قصیده بانت سعاد ونیز به خواندن آواز ساربانان درزمان پیامبر وصحابه اشاره می کند. فقیه روشن ضمیر به متحجران تنگ نظر که دنیارا بر خلق خدا تنگ نموده وآنان را از لذت های دنیا محروم و عزا وهموم وغموم را به جای شادی برایشان می خواهند می گوید : کسی که بهار وگل هایش وموسیقی و آهنگ هایش اورا برنیانگیزد، بیماراست وقابل علاج نیست. چگونه کودک در در گهواره با موسیقی آرام می گیرد وشتر با آواز ساربان بارهای سنگین را تحمل می نماید .اما کسی که خودرا عاقل وبالغ می داند از موسیقی لذت نمی‌برد ؟
از اینجا معلوم می شود چرا بعضی از افراد از نام غزالی و خواندن آثار او و از موسیقی و هنرمندانی چون شجریان بیمناک ونگرانند ؟ زیرا پیام‌های آسمانی غزالی و نواهای اهورایی شجریان و نیروی بنیانکن اشعار حافظ ومولانا که همه برگرفته از علم قدسی و میوه های شیرین عالم غیبی هستند .ناخالصی ها را برملا واذهان پاک وساده را به سوی عرش اعلا می کشاند.
آری روح شجریان که در دنیا با روح عارفانی چون مولانا همنشین بود به خراسان بازگشت تا نتیجه ی تربیت غزالی وتأثیرش را در نسل های بعدی نشان دهد وبگوید همانطوری که زنان در پشت بام های مدینه بادف والحان اشعار
طلع البدر علینا من ثنیات الوداع
وجب الشکر علینا ما دعا لله داع
را می خواندند وپیامبر رحمت آنان رانهی نمی‌کرد .همینطور برای دیگر زمان ها مجازاست. غزالی دلایل زیادی را در کتاب احیا بر مباح بودن موسیقی و آواز وشادی ارائه می دهد بقیه و می گوید: دین اسلام دین عزا و دین مردن و مردگان نیست,دین حرکت , رشد , تعالی ,تکامل , شادی ,انبساط وسرور است واین تعالی ورشد با بدن های بیمار وروان های پریشان ممکن نیست. اگر امروز مردم درفراق شجریان محزون ومغمومند چون آوازهایی می خواند که با فطرتشان سازگار وبا روح وروانشان دمساز وهمگام بوده اند. شجریان به توس برگشت تا گزارش کار خودرا به غزالی بدهد و بگوید : اسلامی که تو معرفی کردی ومولانا و سعدی و حافظ تبلیغ نمودند ومن با لحن آسمانی بر عاشقان پیام های صادق، خواندم، در حال گسترش است. دل ها را می گشاید و از ریاکاران ومردم فریبان تبری می جوید. وآمده ام تا با صدای رسا بگویم:
نوریان مرنوریان را جاذبند.

نوشته: دکتر جلال جلالی زاده

هدف " ترکمن نیوز " گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست
انتشار دهنده : shirzad
تاریخ و زمان خبر

۰:۴۳

۲۲ مهر ۱۳۹۹

چاپ
تلگرام
اینستاگرام
گوگل پلاس
فیسبوک
توئیتر
فونت بزرگ
فونت کوچک