اردوغان با «ایاصوفیه» در سودای عثمانی بزرگ! ترکمن ینوز:  بالاترين مرجع قضايي تركيه روز گذشته راي نهايي خود را پيرامون تغيير كاربري «اياصوفيه» صادر كرد و از اين پس اياصوفيه در تركيه به عنوان مسجد شناخته خواهد شد.

روزنامه اعتماد نوشت: بالاترين مرجع قضايي تركيه روز گذشته راي نهايي خود را پيرامون تغيير كاربري «اياصوفيه» صادر كرد و از اين پس اياصوفيه در تركيه به عنوان مسجد شناخته خواهد شد. به گزارش خبرگزاري آناتولي، در راي شوراي دولتي تركيه آمده است: «اياصوفيه در مالكيت بنياد سلطان فاتح محمدخان بوده و به عنوان مسجد در اختيار جامعه گذاشته شده است. اياصوفيه به عنوان مسجد در سند ثبت شده و اين قابل تغيير نيست. مانع‌تراشي براي استفاده از اموال غيرمنقول و حقوق متعلق به بنياد كه در اختيار عموم گذاشته شده است، ميسر نيست.

بر اساس سند بنياد وقف فوق، استفاده از اين مكان غير از مسجد يا كاربري ديگر قانونا امكان‌ناپذير است. صدور دستور تبديل موزه اياصوفيه به مسجد نه تنها در تركيه، بلكه در اروپا و امريكا به يك مساله بحث‌برانگيز بدل شده است. پيش از اين ايالات متحده از دولت رجب طيب اردوغان، رييس‌جمهور تركيه خواسته بود تا اين تصميم را عملي نكند، اما دولت تركيه قصد ندارد يك قدم نيز از تصميم خود عقب‌نشيني كند. به نوشته يورونيوز، اين شاهكار معماري قرن ششم ميلادي، در دوره امپراتوري بيزانس (روم شرقي) ساخته شد. امپراتورهاي اين تاج و تخت مسيحي در اياصوفيه يا كليساي سنت صوفي تاجگذاري مي‌كردند. اين كليسا در سال ۱۴۵۳ و پس از برپايي امپراتوري عثماني به مسجد بدل شد. اين وضعيت تا سال ۱۹۳۵، ادامه داشت.

در اين سال مصطفي كمال پاشا (آتاتورك)، بنيانگذار جمهوري تركيه اياصوفيه را- البته آن‌طور كه خود گفته است- «براي پيشكش كردن به انسانيت» به موزه تبديل كرد. آتاتورك معمار تركيه نوين است و در زمان رياست‌جمهوري وي، رويكرد «عثماني‌زدايي» از خط و زبان و لباس گرفته تا شكل حكومت و حقوق خصوصي و جزايي به ‌شدت پيگيري و اجرايي شد. اردوغان پيش از اين وعده داده بود كه موزه اياصوفيه را به مسجد بدل كند. وي در تلاش براي راضي نگه داشتن حاميان محافظه‌كارش در اوج ركود اقتصادي ناشي از شيوع ويروس كرونا، مصمم به عملي كردن اين وعده است. قدرتمندترين شخصيت سياسي تركيه در دو دهه گذشته، موزه شدن مسجد اياصوفيه را يك اشتباه بزرگ مي‌داند.

چرا اين تصميم قرار است الان اجرايي شود؟

بحث و جدل سياسي حقوقي تغيير وضعيت اياصوفيه از موزه به مسجد در سال‌هاي گذشته و همزمان با قدرت گرفتن بيش‌ از پيش جريان‌هاي اسلام‌گرا به راه افتاده است. در سال ۲۰۱۸، ديوان قانون اساسي تركيه درخواست يك نهاد محلي براي از سرگيري فعاليت‌هاي مذهبي اسلامي در اين بنا را رد كرد. با اين حال بسياري از ناظران مسائل تركيه معتقدند كه طرح دوباره اين مساله جنجالي در حال حاضر، ناشي از تلاش‌هاي رجب طيب اردوغان براي بازسازي يا تحكيم رابطه با پايگاه اجتماعي محافظه‌كار- اسلام‌گرا در تركيه و به‌ويژه شهر استانبول است: از ياد نبايد برد كه حزب عدالت و توسعه سال گذشته انتخابات استانبول را به اپوزيسيون «موقتا» يكپارچه واگذار كرد.

از سوي ديگر، چنين تصميمي مي‌تواند افكار عمومي تركيه را از دشواري‌هاي اقتصادي ماه‌هاي اخير اين كشور منحرف كند. يادآوري اين نكته شايد لازم باشد كه فن‌سالاران اسلام‌گرا-محافظه‌كار آك‌پ (حزب عدالت و توسعه) از سال ۲۰۰۳ با سامان دادن به اقتصاد نابسامان تركيه، نه تنها سنت‌گرايان پرشمار، بلكه بسياري از شهروندان مدرن جامعه متكثر تركيه را هم با خود همراه كردند.

واكنش‌هاي بين‌المللي

تاكنون ايالات متحده امريكا و يونان از احتمال تبديل موزه اياصوفيه به مسجد، ابراز نگراني كرده‌اند. سام برونبك، مسوول اداره آزادي‌هاي مذهبي وزارت امور خارجه ايالات متحده از دولت تركيه خواسته است تا با حفظ وضعيت كنوني (موزه) دسترسي عمومي به اين بناي تاريخي را همچنان آزاد بگذارد. لينا مندوني، وزير فرهنگ يونان، همسايه غربي تركيه هم با نكوهش اين تصميم گفت: «[دولت تركيه] در حال سوءاستفاده از يك بناي تاريخي جهاني براي اهداف داخلي است.» تبديل اياصوفيه از موزه به مسجد مي‌تواند روابط پيشاپيش متلاطم تركيه و يونان را بيش از اين آشفته كند. آنكارا و آتن از ماه‌ها و حتي سال‌ها پيش بر سر موضوعاتي چون پناهندگان، ذخاير گازي درياي مديترانه و اخيرا مساله ليبي در دو قطب كامل مخالف قرار گرفته‌اند.

روايت پانزده قرن كشاكش مذهبي

اياصوفيه (Hagia Sophia) برآمده از ريشه يوناني «هاگيا سوفيا» به معناي «حكمت يا معرفت مقدس» نام كليساي پيشين جامع مسيحيت يوناني است كه بعدا در دوره امپراتوري عثماني به مسجد بدل شد و هم‌اكنون در شهر استانبول واقع است و به نحوي نماد اين شهر محسوب مي‌شود. اين بناي شكوهمند به خاطر گنبد عظيمش مشهور است. اياصوفيه در سال ۵۳۷ ميلادي در زمان حكومت امپراتور ژوستينين اول بنا شد و در زمان خود يكي از بزرگ‌ترين بناها و عجايب مهندسي به حساب مي‌آمد.

اين بنا به عنوان عصاره و چكيده معماري بيزانسي شناخته شده و گفته مي‌شود كه با احداث آن تاريخ معماري دگرگون شده است. اياصوفيه همچنين در روزگار ما به عنوان نماد تساهل و تسامح فرهنگي و ديني در تركيه جديد است و سرگذشت پرفراز و نشيب آن گوياي تاريخ سرزميني است كه در آن مردماني از چهار گوشه دنيا از گروه‌ها و اقوام مختلف، با فرهنگ‌ها، اديان، زبان‌هاي مختلف با يكديگر تعامل دارند و در كنار هم به شكلي مسالمت‌آميز زندگي مي‌كنند. البته تساهل و تسامح مذكور امري جديد و حادث است و مروري بر تاريخ پر فراز و نشيب اين كليساي پيشين و مسجد كنوني، نشانگر درگيري‌ها و نزاع‌هاي به ظاهر مذهبي و به واقع سياسي است.

آن‌طور كه مورخان مي‌گويند در مكان امروزين اياصوفيه، كليسايي بوده كه امروز نشاني از آن نيست، ساخت كليساي اول كه به نام كليساي بزرگ (ماگنا اكلسيا) مشهور است، در زمان امپراتوري كنتسانتين كبير در قرن چهارم ميلادي صورت مي‌گيرد، در مكاني كه قصر شاه و كليساي كوچكي به نام آيرين مقدس در آن حضور داشت. فراموش نكنيم كه اين كنستانتين كبير كه شهر باستاني بيزانتيوم را كه در سال ۱۹۶ ميلادي توسط روميان مسيحي فتح شده بود، در سال ۳۳۰ ميلادي به پايتخت امپراتوري روم شرقي بدل كرد و اين شهر پس از مرگ او كنستانينوپولوس (شهر كنستانتين) يا قسطنطنيه ناميده شد.

خلاصه بعد از بناي كليساي بزرگ، عبادت در هر دو مكان صورت مي‌گرفت. در زمان امپراتوري آركاديوس، در اوايل قرن پنجم ميلادي كليساي اول سوخته شد و سپس تئودوس دوم دستور ساخت كليساي دوم را داد. اين كليسا در ۱۰ اكتبر ۴۱۵ ميلادي توسط باسيلكو روفينوس با سقف چوبي بنا شد. در ژانويه ۵۳۲ ميلادي شورشي در قسطنطنيه به‌وقوع پيوست و بار ديگر كليسا دچار حريق شد. در فوريه سال ۵۳۲ ژوستينين يكم تصميم به بناي كليساي سوم كه بزرگ‌تر و با عظمت‌تر بود، گرفت. او براي اجراي اين تصميم از رياضيدانان و فيزيكدانان زمان خود بهره گرفت و دستور داد كه بهترين مواد و مصالح ساختماني را از سراسر امپراتوري فراهم آورند. درنهايت كليساي جامع اياصوفيه در دسامبر ۵۳۷ گشايش يافت.

در طول دهه‌ها و سده‌هاي بعد چندين‌بار زلزله اين بنا را تهديد كرد تا اينكه در زمين لرزه هفتم مه ۵۵۸ ميلادي گنبد اصلي كاملا فرو ريخت كه ريزش آن باعث از بين رفتن محراب شد. امپراتور فورا دستور بازسازي آن را داد و اين امر را به معمار جواني به نام ايسدوروس سپرد. حاصل گنبد عظيمي شد كه تا به امروز بر فراز اين بناي باشكوه حضور دارد.

اياصوفيه از آن به بعد محل عبادت مسيحيان ارتدوكس قسطنطنيه و محل برگزاري مراسم امپراتوري ازجمله تاجگذاري‌ها بود. در سال ۷۲۶ ميلادي لئون سوم امپراتوري كه به شمايل‌شكني مشهور بود، دستور داد كه تمام تصاوير و شمايل‌هاي مذهبي اين كليسا را نابود كنند. در قرن نهم ميلادي امپراتور تئوفيليلوس كه متاثر از هنر اسلامي بود، دستور نصب در نقره‌اي با نماد حك شده خود را در ورودي جنوبي كليسا صادر كرد. در ميانه اين قرن بار ديگر آتش‌سوزي و بنا دچار خسارت‌هاي فراواني شد.

همچنين در سال ۸۶۹ ميلادي زمين‌لرزه ديگري باعث تخريب بخش‌هاي ديگري از اياصوفيه شد. در طول جنگ‌هاي صليبي در طول قرن يازدهم تا پانزدهم ميلادي (حدود ۴۰۰ سال) ميان مسلمانان و مسيحيان قسطنطنيه و در نتيجه اياصوفيه همواره يكي از اصلي‌ترين و نمادين‌ترين محل‌ها بوده است. پس از تصرف قسطنطنيه در سال ۱۴۵۳ ميلادي توسط سلطان محمد دوم فاتح، اياصوفيه به مسجد بدل شد. محمد فاتح در همان روز فتح دستور اين تبديل را داد و سه روز پس از فتح استانبول، ضمن برپايي مسجد در آن، خطبه به نام پادشاه فاتح عثماني خوانده شد. پس از آن نام اين مكان در مكاتبات رسمي «الجامع الكبير العتيق» خوانده شد.

پس از تغيير كاربري اياصوفيه به مسجد، همه نمادهاي مسيحي از آن زدوده شد و تغييراتي در جهت شبيه كردن آن به مساجد مسلمانان صورت گرفت، ازجمله اينكه مناره‌هايي به سبك مساجد مسلمانان براي آن ساخته شد. مشهورترين مرمت آن به دستور سليم دوم توسط خواجه معمار سنان آغا، نابغه معماري دوران عثماني صورت گرفته است.

در اين مرمت، نمادهاي عصر اسلامي به اين بناي تاريخي افزوده شد البته در دوره عبدالمجيد اول نيز زيرنظر دو برادر آرشيتكت سوييسي به نام برادران فوزاتي گاسپر و جوسپه و با كمك هشتصد كارگر بين سال‌هاي ۱۸۴۷ و ۱۸۴۹ تعميراتي در اين مسجد صورت گرفت. اين دو برادر، گنبد و هلال طاق را مستحكم كرده، ستون‌ها را راست و تزيينات داخلي و خارجي ساختمان را ترميم و اصلاح كردند. پس از انقراض امپراتوري عثماني و تولد تركيه جديد به رهبري مصطفي كمال آتاتورك، از سال ۱۹۳۵ ميلادي مسجد-كليساي اياصوفيه نيز به موزه بدل شد. فرش‌هاي آن برداشته و گچ‌هاي روي موزاييك‌ها با زحمت بسيار كنده شدند.

از آن زمان تا به امروز اياصوفيه به بنايي تاريخي بدل شده كه گردشگران و بازديدكنندگان تركيه و استانبول در آن مي‌توانند تاريخ پر فراز و نشيب تقاطع تمدن‌هاي شرق و غرب را در يك بناي ۱۵۰۰ ساله از نزديك ببينند و شاهد تحولات شگفت‌انگيز آن باشند. امروزه اياصوفيه به نمادي براي تساهل و تسامح مذهبي و همزيستي انسان‌ها با مذاهب و انديشه‌هاي گوناگون بدل شده است، اما بايد ديد پس از تصميم اخير رجب طيب اردوغان مبني بر تبديل موزه اياصوفيه به مسجد اياصوفيه، چه بر سر سرنوشت اين بنا خواهد آمد.

اياصوفيه نمي‌تواند اردوغان را نجات دهد

تورج اتابكي

در تاريخ امپراتوري عثماني و ميراث‌دارش جمهوري تركيه، كمتر نمادي مثل اياصوفيه وجود داشته كه اينقدر مورد توجه تمام جناح‌هاي سياسي بوده باشد؛ جناح‌هايي كه در پي تثبيت قدرت و انديشه سياسي خودشان بوده‌اند. حدود دو سده پس از اينكه امپراتوري روم مسيحيت را پذيرفت، اياصوفيه را بنياد نهاد و اين بنا نمادي شد براي امپراتوري روم شرقي. وقتي هم كه اين شهر در ۱۴۵۳ به دست سلطان فاتح عثماني افتاد، اولين اقدامش اين بود كه اياصوفيه را به مسجد تبديل كرد و از آن به بعد تمام سلاطين عثماني به نوعي در معماري بيرون و درون اين بنا دخل و تصرف كردند.

نقاشي‌ها را پاك كردند و نشانه‌هاي مسيحيت را زدوند و اين بنا براي‌شان نماد اسلاميت استانبول بود. وقتي كه امپراتوري عثماني سقوط كرد و مصطفي كمال به قدرت رسيد، او كوشيد كه استانبول را عرفي كرده و آن شولاي ديني را از دوش اين شهر بردارد و به همين دليل اياصوفيه در ۱۹۲۴ ميلادي موزه شد. اياصوفيه در شكل يك موزه، نماد تحولات ناشي از ظهور جمهوري تركيه بود. كماليسم مي‌توانست با اياصوفيه خودش را معرفي كند. ما در استنانبول مسجد كم نداريم. هر كسي كه در اين شهر چرخي زده باشد مي‌داند كه در اين شهر مساجد فراواني وجود دارد چنانكه حتي صداي اذان مساجد با هم تداخل مي‌كند و همين مانع از درست شنيده شدن اذان هر يك از مساجد مي‌شود.

دولت آقاي اردوغان به جد معتقد به بسط امپراتوري عثماني است. ممكن است تكذيب‌هاي اردوغان در اين زمينه براي برخي از ناظران قابل قبول باشد اما كسي كه تاريخ عثماني را مي‌داند و حضور تركيه كنوني در كشورهاي عراق و سوريه و نيز پافشاري اين كشور بر اشغال بخش شمالي قبرس را ديده است، درمي‌يابد كه اردوغان تلاش مي‌كند امپراتوري عثماني را احيا كند و در واقع تركيه را برگرداند به مرزهايي كه براي سده‌ها در اختيارش بود. ما در حال حاضر شاهد فعاليت و حضور بسيار گسترده تركيه در شمال عراق هستيم. حتي زمزمه‌هايش به گوش مي‌رسد كه تركيه كركوك را براي خودش مي‌داند. حتي در شمال سوريه تلاش مي‌شود كه اقليمي براي تركمن‌ها ايجاد شود، برخلاف اينكه ادعا مي‌كنند اينجا اقليم كردها خواهد بود.

ميليشاي تركيه در شمال سوريه نيز نام‌هاي‌شان بسيار شنيدني است. ميليشاهاي عبدالحميد، فاتح، سلطان سليمان، بايزيد و غيره. اين نيروهاي شبه نظامي را از استانبول و آنكارا بسيج مي‌كنند و مي‌فرستند به شمال سوريه و نام‌هاي سلاطين عثماني را بر آنها مي‌گذارند. در كودتاي چند سال پيش تركيه نيز، آن كساني كه در برابر تانك‌ها روي پل استانبول ايستادند، ميليشاي تركيه بودند نه نيروي انتظامي اين كشور. اين ميليشا را اردوغان در تركيه درست كرده است. بنابراين داستان گذار از جمهوري تركيه به امپراتوري عثماني، به داوري من، ادعاي بي‌بنيادي نيست و بايد به جد گرفته شود.

اردوغان به جد معتقد است بايد بند ناف خودش را از كماليسم ببرد و نشانه‌هاي جمهوريت تركيه و كماليسم را از عرصه جامعه و سياست تركيه محو كند. اين جمهوريت تركيه بود كه راي داد اياصوفيه بايد به عنوان يك موزه استفاده شود و يك نهاد غير دولتي مسووليت اداره اين موزه را بر عهده داشت. الان قرار است اين نهاد غير دولتي كنار برود و شوراي دولتي تركيه مسووليت اياصوفيه را قبول كند.

در حال حاضر وضعيت تركيه چندان درخشان نيست. جدا از روياهاي سياسي اردوغان، مشكلات اقتصادي گريبانگير تركيه است. كرونا در تركيه بيداد مي‌كند و توريسم در اين كشور ضربه كاري خورده است. تركيه در صحنه عمل راهكار بلندمدتي براي مقابله با بحران سوريه ندارد. مساله كردها همچنان گريبان آقاي اردوغان را گرفته است. بنابراين در اين زمينه پرتنش، كه جدايي ياران گذشته اردوغان از وي را هم بايد بر آن افزود، اردوغان تلاش مي‌كند با يك حركت پوپوليستي در راستاي جلب حمايت اقشار متعصب و سنتي جامعه تركيه، بر مقبوليت خودش بيفزايد. اردوغان به افزايش دز سنتز اسلاميت-مليت نياز دارد تا حكومتش را حفظ كند. امروز از طريق اياصوفيه اين كار را مي‌كند و فردا از طريق نماد ديگري. ولي نبايد فراموش كرد كه اقشار حامي اردوغان، فقط اقشار سنتي كاسبكار شهرهاي قونيه و آنكارا نيستند.

در تركيه به بركت حمايت بسيار گسترده حزب عدالت و توسعه در بيست سال گذشته، نوعي سرمايه‌داري نوپاي آناتولي پديد آمده است. اين سرمايه‌داري با كمك حزب عدالت و توسعه و به زيان آن سرمايه‌داري سنتي كماليستي تشكيل شده است. تمام نهادهاي باقي‌‌مانده از زمان آتاتورك، چنان زير فشار دستگاه اقتصادي اردوغان قرار گرفتند كه مجبور شوند شراكت نيروهاي اقتصادي حامي دولت اردوغان را بپذيرند يا اينكه خودشان را ورشكسته اعلام كنند.

تمام كساني كه در حزب عدالت و توسعه صاحب سرمايه بودند و ما آنها را به عنوان سرمايه‌داران نوپاي تركيه مي‌شناسيم، از حمايت بانك‌هاي مرتبط با حزب عدالت و توسعه برخوردار شدند و سرمايه‌اندوزي كردند. اردوغان بايد اين نيروهاي اقتصادي را راضي نگه دارد و چون به دليل بحران ارزي و مشكلات اقتصادي نمي‌تواند اين نيروها را در شرايط كنوني راضي نگه دارد، الان دارد مي‌كوشد كه از طريق بدل كردن اياصوفيه به مسجد، رضايت اين نيروهاي اقتصادي را جلب كند.

در تركيه مسجد سلطان احمد هم هست كه توريست‌ها هم مي‌توانند از آن بازديد كنند. در ساعاتي بازديد از اين مسجد ممنوع ولي در باقي ساعات روز آزاد است. اماكن ديگري از اين دست هم وجود دارد. بنابراين داستان مسجد شدن اياصوفيه را نبايد به كاهش توريسم تقليل داد. گردشگران تا به حال به استانبول به عنوان يك شهر متكثر فرهنگي و آييني نگاه مي‌كردند ولي از اين به بعد، چنين نگاهي تغيير مي‌كند و اين به ضرر وجهه فرهنگي تركيه است. در واقع اردوغان با اين كار استانبول را به قبه سلطاني بدل مي‌كند.

سلطان محمد ثاني اين اصطلاح را به كار مي‌برد و مي‌گفت استانبول قبه‌سلطاني است. اما اين نكته درست است كه اين اقدام في‌نفسه توجيه اقتصادي ندارد. ولي اردوغان در اين زمينه چندان نگران نيست. او پيشتر هم تلاش كرد ساعات كار كافه‌هايي را مشروبات الكلي مي‌فروشند، محدود كند و در واكنش به اين اقدامش، كاسبان استانبول به او گفتند كه اگر چنين كاري كني، توريست فرنگي چنداني به اين شهر نمي‌آيد و ما بايد فقط منتظر ورود گردشگران كشورهاي اسلامي باشيم. در حالي كه الان سالانه ۴ ميليون گردشگر از آلمان به تركيه مي‌روند. همچنين از كشورهايي مثل هلند و ساير كشورهاي اروپايي. شمار توريست‌هاي اروپايي به مراتب بيشتر از توريست‌هاي كشورهاي اسلامي است.

امريكا و يونان آشكارا با اين اقدام تركيه مخالفت كرده بودند ولي درباره امريكا فكر نمي‌كنم تاثير مستقيمي داشته باشد. فقط به نوعي لابي تركيه را در نهادهاي حكومتي امريكا ضعيف مي‌كند. اما تاثيري بيش از اين نخواهد داشت زيرا تركيه و امريكا در بسياري از مسائل محتاج يكديگرند و همچنين در برابر هم ايستاده‌اند. پرداختن جدي دولت امريكا به موضوع اياصوفيه، فقط فضاي سياسي بين دو كشور را كدرتر خواهد كرد. اما درباره يونان بايد بگويم كه يونان سال‌هاست كه اين مشكل را با دولت تركيه دارد. در ازمير كليساهايي هست كه مسجد شده‌اند و روزنامه‌هاي يوناني مرتبا به اين موضوع اشاره مي‌كنند. فراموش نكنيد جنوب غربي تركيه، يعني قسمتي كه ازمير در آن واقع شده، يكي از مراكز مسيحي‌نشين امپراتوري عثماني بوده.

بعد از فروپاشي امپراتوري عثماني، كه دو كشور يونان و تركيه توافق كردند مسلمانان جنوب غربي عثماني به تركيه بروند و مسيحيان اين منطقه به يونان بروند، بسياري از مراكز فرهنگي مسيحيان در اين منطقه، به دست مسلمانان افتاد و همچنان در تاريخ‌نگاري معاصر يونان به اين موضوع اشاره مي‌شود و اين به مثابه يك درد تاريخي براي مسيحيان يونان است.

احتمالا در روزهاي آينده نيز در روزنامه‌هاي يونان شاهد دور تازه‌اي از اين دعواي تاريخي و فرهنگي خواهيم بود؛ دعوايي كه در قبرس شمالي هم نمود دارد؛ جايي كه تركيه در آن جا نفوذ دارد و خيال هم ندارد نيروهاي نظامي‌اش را از آن جا خارج كند. اين دعوا همچنين شامل آب‌هاي مرزي دو كشور يونان و تركيه هم مي‌شود و يوناني‌ها تركيه را به درازدستي به اين مناطق متهم مي‌كنند.

نهايتا بايد گفت كه اردوغان مي‌داند كه اياصوفيه نمي‌تواند او را نجات دهد. اياصوفيه كارتي است كه سرمايه‌گذاري روي آن در كوتاه‌‌مدت مي‌تواند تاثيرگذار باشد و مشروعيت و مقبوليت حكومت اردوغان را افزايش دهد ولي پيامدهاي فرهنگي‌اش براي تركيه گران تمام خواهد شد. تركيه با نيروهايي سر و كار دارد كه اين نيروها قادر به هضم كردن اين تصميم آقاي اردوغان نيستند. مهم‌ترين مدعي اياصوفيه، كه براي خودش در قبال اين بنا مرجعيت قايل است، كليساي ارتدوكس يونان است. كليساي ارتدوكس يونان پيوندهاي بسيار عميق با كليساي ارتدوكس روسيه دارد. نيز با كليساي ارتدوكس اوكراين. يعني جهان مسيحيت ارتدوكس اين اقدام اردوغان را هضم نمي‌كند. در حال حاضر نيز كليساي ارتدوكس در دولت پوتين جايگاه والايي پيدا كرده است. اين امر مي‌تواند در رابطه تركيه و روسيه تاثير بگذارد. تركيه مي‌خواهد بند نافش را از ناتو ببرد و به روسيه رو كرده است. در اين شرايط، تبديل كردن اياصوفيه به مسجد، باعث آزردگي روسيه مي‌شود. يونان و روسيه به اين امر اعتراض كرده‌اند. دولت روسيه نمي‌تواند به نظر كليساي ارتدوكس روسيه بي‌تفاوت باشد. اين اقدام اردوغان به هيچ‌وجه به سود تقويت رابطه تركيه و روسيه نخواهد بود. دولت پوتين، دولت شوروي نيست. كليساي ارتدوكس در دولت پوتين جايگاه والايي دارد.

انتشار دهنده : Medeniyet
دسته بندی اصلی :
تاریخ و زمان خبر

۱۴:۳۶

۲۲ تیر ۱۳۹۹

کد خبر :

78873

چاپ
تلگرام
اینستاگرام
گوگل پلاس
فیسبوک
توئیتر
فونت بزرگ
فونت کوچک