تورکمن نیوز:  گفته می شود خانواده ی لاریجانیها در ایران بعد از انقلاب از متنعم ترین و کامیاب ترین خانواده ها بوده اند. بدون اینکه کمترین هزینه ای را برای پیروزی انقلاب یا بعد از آن در زمان جنگ متحمل شده باشند همواره در مصدر امور و مرکز تصمیم گیریها بوده اند. آنها همواره با نزدیکی به کانون قدرت جایگاه خود را حفظ و ارتقاء داده اند. الحق آنها استاد همراهی با هرسیاستی بوده اند تا التذاذشان پابرجا بماند. چه چیزی سبب شده است آنها از چشم حکومت بیفتند. یکی از آنها گفته است به ایران نمی گردم آن دیگری از مسئولیت حقوق بشری قوه قضائیه استعفا داده است.سومی گفته به نجف مهاجرت می کنم.

جمهوری اسلامی خیلیها را در ایستگاههای مختلف از قطار انقلاب پیاده کرده است. شمردن آنها مثنوی هفتاد.من کاغذ می شود. اما کسی فکر نمی کرد هنگامیکه دو نفر آنها در راس هرم قدرت قرار دارند برخوردها شروع شود. قوه ی قضائیه مرکز مبارزه با فساد است اما بعضی افراد آن خود غرق فساد بوده اند.اگر سخنانی که احمدی نژاد در مورد هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری و بعدها در خانواده ی لاریجانیها گفت صحیح باشد مشروعیت خیلی از کارها و تصمیمهای گذشته هم زیر سئوال می رود.!! همچنین سخنانی که دیگران در مورد احمدی نژاد گفته اند درست باشد چنین خاصیتی دارد. این به خاطر این است که قوه ی قضائیه ایران همواره درگیر سیاست بوده است. سیاست برای اداره ی مملکت شر لازم شناخته می شود اما برای دستگاه قضاء مانند سم است که باید از آن پرهیز کند.

اگر این قوه فارغ از سیاست کارها را فقط در چارچوبهای قانونی و حقوقی با معیار عدالت و انصاف وبا بیطرفی پیگیری می کرد و به فساد مسئولان درهنگام کشف در اسرع وقت رسیدگی می کرد اینگونه حذفها اتفاق نمی افتاد. یا حذفها و کناره گیریها شائبه سیاسی به خود نمی گرفت و جنگ قدرت تلقی نمی شد. فساد و اختلاس در همه ی کشورها وجود دارد اما نحوه ی مواجهه و نوع مبارزه با آن مهم است. آیا مبارزه با فساد با انگیزه ی برقراری عدالت انجام می شود یا نه.

گویا به نظر می رسد نهادهای مبارزه با فساد، فساد مسئولان رده بالا را در آب نمک می خوابانند تا در صورت تمرد و سرپیچی از دستورات مقامات بالا آنرا علنی نمایند. همان کاری که احمدی نژاد در مناظره تلویزیونی در سال ۸۸ یا ۸۴علیه هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری کرد. احمد نژاد می توانست آن پرونده ها را به قوه ی قضائیه ارسال نماید اگر رسیدگی نمی شد با مردم درمیان می گذاشت. اما آنرا گذاشت تا شب انتخابات که سودش را ببرد. این غیر از مچگیری معنای دیگری ندارد. اینگونه مبارزه با فساد اعتماد کسی را جلب نمی کند. در طول چهل سال گذشته گروه ها و جناحها هر چه توانسته اند یکدیگررا کوبیده و یقه دری کرده اند ولی فساد و اختلاس کاهش پیدا نکرد.

این افشاگریها و یقه پاره کردنها در یک دادگاه بیطرف فیصله پیدا نکند به جای افزایش اعتماد بی اعتمادی را سبب می شود. در ایران از حذف و حصر و زندان بیشتر استفاده شد بدون اینکه به دادگاه بی طرف مراجعه شود. از قوه ی قضائیه در طول چهل سال گذشته به عنوان یک ابزار و اهرم استفاده شد. اصل این است که قوه ی قضائیه به عنوان ترازوی عدالت و انصاف میان دولت و ملت و حکومت بی طرف باشد. نه این که هر چه از او خواسته شد عمل نماید. در چنین صورتی این قوه ترازوی عدالت شناخته نمی شود. احکامش هم در بیشتر مواقع مورد نقد جدی حقوقدانان بی طرف بوده است.

خطرناکترین کار آن است که اعتماد به نهاد قضاء زایل شود و حکم آنها فصل الخطاب شناخته نشود.وقتی کسی به کسی اعتماد نکند و مرجعیت سنجش و شناخت مردم خدشه دار شود این وضعیت سبب می شود مردم ندانند در بزنگاهها به کی و به کجا مراجعه کنند. استفاده ی ابزاری از نهادهای اجماعی و اعتماد آفرین تیغ آن نهاد را کند خواهد کرد و در مواقع لازم تیغش نخواهد برید. الان قوه ی قضائیه ما و رئیس سابق و اطرافیان آن به چنین بلیه ای دچار شده اند که بی اعتمادی به نهادهای اجماعی را افزایش داده است.

اما سئوال اساسی این است حالا که دو نفر از رؤسای سابق قوه ی قضائیه که هر کدام دو دوره (۱۰) سال ریاست این قوه را در اختیار داشتند همدیگر را به فساد متهم می کنند احکامیکه این بزرگواران صادر کرده اند چه می شود؟ مگر در قضاوت عدالت شرط نیست؟

 

نوشته: امان محمد خوجملیی

هدف " ترکمن نیوز " گسترش اطلاع رسانی است. لذا انتشار این مطلب به معنای تائید محتوای آن نیست
انتشار دهنده : shirzad
تاریخ و زمان خبر

۱۰:۴۴

۲۸ مرداد ۱۳۹۸

چاپ
تلگرام
اینستاگرام
گوگل پلاس
فیسبوک
توئیتر
فونت بزرگ
فونت کوچک